شرح
ما نكتهاى تذكّر مىدهيم كه : اگر انسان محقّقانه وارد اين بحث شود مىبيند مسئلهء عدم تحريف قرآن از بديهيّات است .
امّا رواياتى را كه مرحوم مصنّف مىفرمايند در اين مسئله هست : آرى روايات فراوانى هست كه نود درصد بلكه نود و پنج درصد آنها را يك نفر بنام احمد بن محمّد سيّارى نقل كرده كه تمام علماء علم رجال مىگويند اين شخص : « كذاب و وضّاع و . . . »
و تا توانسته است روايات دروغين جعل كرده است و اين فرد در تمام فقه شايد دو يا سه روايت بيشتر نداشته باشد امّا در مسئلهء تحريف حدود دويست الى سيصد روايت نقل كرده است .
واضح است كه اگر نظر سوئى نمىداشت چنين نمىكرد و مسئلهء ادّعاى تحريف قرآن يك موضوع حسابشدهاى بوده است تا قرآن كه تنها معجزهاى است كه تا روز قيامت بايد مورد مراجعهء مردم باشد از دست مردم گرفته شود و اين كتاب نورانى از دسترس مردم و علما كنار برود .
امّا اينكه مرحوم مصنّف فرمودند اعتبار هم مساعد با مسئلهء تحريف است :
مساعدت اعتبار با تحريف قرآن را مرحوم مشكينى ( رضوان اللّه عليه ) چنين معنا مىكند كه : انسان وقتى صدر و ذيل بعضى از آيات را ملاحظه مىكند متوجّه مىشود كه بين صدر و ذيل آنها ارتباطى نيست .
مثلا گاهى در يك قضيّهء شرطيّه بين شرط و جزا هيچگونه ارتباطى پيدا نمىكند .
مانند اين آيه شريفه :وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ« 1 » .
هامش
( 1 ) - سورهء نساء / 3 .