شرح
در ما نحن فيه اجتماع حكمين است لكن اين دو حكم نه تماثل با حكم واقعى دارند و نه تضادّ با حكم واقعى پيدا مىكنند .
يعنى در صورت اتّفاقشان ، تماثل بينشان نيست و در صورت تفاوت ، تضادّى بينشان نيست .
بيان ذلك : اصلا سنخ اين دو حكم و خصوصيّاتشان تفاوت دارد .
ما ابتدا آن حكم واقعى و لوح محفوظى را مقدارى تجزيه و تحليل كنيم .
حكم واقعى تابع متعلّق است يعنى اگر نماز جمعه در واقع حكمى دارد به لحاظ مصلحت يا مفسدهاى است كه در خود نماز جمعه وجود دارد و در نفس انشاء حكم مصلحتى نيست و تقريب ثبوت حكم واقعى چنين است كه : خداوند تبارك و تعالى كه مبدأ اعلى است ، عالم است كه واجبات ، مصلحت ملزمه و محرّمات ، مفسده ملزمه ( لازم الاجتناب ) دارند مثلا خداوند ، عالم است كه نماز جمعه يك مصلحت ملزمه دارد و يا مثلا خمر واجد يك مفسدهء ملزمه است كه بدنبال اين علم ، خداوند يك حكمى انشائى ( شأنى ) به صورت قانون جعل مىنمايد بعد بدنبال اين حكم انشائى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به صورت وحى از آن مطّلع مىشود و ائمّه عليهم السّلام به صورت الهام يا بنحو ديگرى از آن آگاه مىشوند سپس نبى و ائمّه نسبت به آن حكم انشائى اراده ، كراهت ، حبّ و بغض پيدا مىكنند .
تذكّر - اين حبّ و بغض نسبت به آن حكم انشائى در خداوند نيست زيرا اين دو ناشى از انفعال هستند و مسائل انفعالى دربارهء خداوند مستحيل است . وقتى اراده و كراهت در نفوس نبى و ائمّه پيدا شد آنها نسبت به حكم انشائى بعث و زجر مىكنند . يعنى در واجبات مردم را تحريك به اتيان مىنمايند ( بعث ) و در محرّمات مردم را زجر مىنمايند و حكم انشائى مبدّل به حكم واقعى مىشود و قانون الهى به مرحلهء اجرا گذاشته مىشود .
اين خصوصيّات حكم واقعى است كه ما از آن تعبير به حكم حقيقى ، حكم واقعى و حكم لوح محفوظى مىكنيم .