لا يقال : كيف ؟ و لا يكاد يكون فعل إلا عن مقدّمة لا محالة معها يوجد ، ضرورة أنّ الشّيء ما لم يجب لم يوجد [ 1 ] .
شرح
مقدّمه ، ذى المقدّمه هم تحقّق پيدا كند ، - مثل همان افعال توليديّه و تسبيبيّه كه قبلا « 1 » بحث كرديم - در اين صورت ، مقدّمات حرام هم حرام مىباشند لكن نوع و اكثر مقدّمات حرام ، به آن كيفيّت نيستند زيرا ممكن است فردى تمام مقدّمات فعل محرّمى را مهيّا كند امّا بعد از اتيان جميع مقدّمات ، ارادهء ارتكاب حرام ننمايد بلكه مىتواند مرتكب حرام شود يا اينكه آن را ترك نمايد مثلا فردى ، تمام مقدّمات شرب خمر را مهيّا مىكند امّا بعد از آن ، لازم نيست كه شرب خمر ، تحقّق پيدا كند زيرا اختيار و ارادهء مكلّف ، آخرين جزء علّت هست ، اگر بعد از تماميّت مقدّمات ، او اراده نمايد ، شرب خمر ، تحقّق پيدا مىكند لذا وجهى ندارد كه آن مقدّمات ، متّصف به حرمت شود مقدّماتى كه وجود و عدمشان تأثيرى در حصول حرام ندارد به چه علّت داراى حرمت باشد « 2 » ؟
خلاصه : مقدّمات اكثر افعال محرّم - كه جنبهء توليدى و تسبيبى ندارند - اتّصاف به حرمت پيدا نمىكنند زيرا مقدّماتى كه وجود و عدمشان در تحقّق حرام ، يكسان هست وجهى براى حرمت آنها تصوّر نمىشود .
[ 1 ] - اشكال : چگونه مىشود كه حرام ، علّت تامّه نداشته باشد ، درحالىكه هر « ممكنى » محتاج به علّت تامّه هست و تمام شئون آن ، نياز به علّت تامّه دارد .
هامش
( 1 ) - ر . ك : ايضاح الكفاية 2 / 335 .
( 2 ) - به عبارت ديگر : در محلّ بحث ، ترك « حرام » مطلوب است امّا ترك حرام ، متوقّف بر ترك آن مقدّمات نيست بلكه ممكن است فردى ، تمام مقدّمات حرام را اتيان نمايد امّا درعينحال ، حرام را ترك كند و فارق بين « واجب » و « حرام » اين است كه : در واجب - كون على السطح - اگر مكلّف ، نصب سلّم ننمايد ، امكان ندارد كه ذى المقدّمه ، تحقّق پيدا كند امّا در محلّ بحث نمىتوان گفت اگر فلان مقدّمه ترك نشود ، « ترك حرام » ، غيرممكن است زيرا امكان دارد مكلّف ، تمام مقدّمات را اتيان كند و مع ذلك ترك حرام كه مطلوب مولا واقع شده تحقّق پيدا كند - از طلب ترك حرام ، « طلبى » نسبت به ترك مقدمات آن ، ترشح پيدا نمىكند .