تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
شرح
افعال نيست بلكه بايد آن افعال به قصد صلات اتيان شوند . گاهى يا اكثر اوقات ، عناوين قصديّه براى ما مشخّص است مانند عنوان صلات امّا گاهى از اوقات ، يكى از عناوين قصديّه ، متعلّق امر ، قرار مىگيرد امّا مستقيما براى ما مشخص نيست تا آن را قصد نمائيم بلكه بايد بالواسطه ، طريقى پيدا كنيم تا به آن عنوان قصدى برسيم و آن عنوان ، تحقّق پيدا كند . طهارات ثلاث از امور قصديّه هستند امّا صرف وضو ، غسل و تيمّم ، يعنى همان غسلات و مسحات ، محصّل مقدّمه نيستند بلكه برآن اعمال ، عناوينى متعلّق است كه محصّل و مؤثّر در حصول مقدّمه هست امّا آن عناوين براى ما مشخّص نيست و اگر مىدانستيم ، مستقيما آن‌ها را قصد مىنموديم امّا طريق و راه مشخّص شدن و قصد نمودن عناوين مزبور ، اين است كه : مثلا وضو را به داعى امر غيرى تحصيل نمائيم ، شما هم اشكال نكنيد كه امر غيرى ، توصّلى هست و لزومى ندارد انسان ، آن را به داعى امرش انجام دهد زيرا پاسخ ما ، اين است كه : كأنّ مجبور هستيم آن اعمال را به قصد قربت و به داعى امر غيرى ، انجام دهيم ، البته نه به خاطر اينكه امر غيرى ، عبادت است - عباديّت از طريق مذكور ، درست نمىشود - بلكه علّتش اين است كه امر غيرى ، مكلّف را دعوت به متعلّق خود مىكند و متعلّقش همان عنوان قصدى مجهول مىباشد بنابراين اگر انسان ، آن حركات و افعال را به داعى امر غيرى اتيان نمود ، كأنّ بالواسطه ، آن عنوان متعلّق امر غيرى را قصد و ايجاد كرده . خلاصه : كأنّ براى توصّل به آن عنوان مجهول كه از عناوين قصديّه مىباشد ، مجبور هستيم امر غيرى را در نظر بگيريم و . . .