تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
شرح
خوشبخت و ديگرى را شقى و بدبخت مىداند . در جنبه‌هاى دنيوى و سعادت و شقاوت اخروى هم مطلب ، چنين است كه : اگر انسان ، احساس كند و مخبر صادقى برايش خبرى بياورد كه فلانى جزء گروه« وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا . . . »هست ، الآن ما او را سعادتمند مىدانيم درحالىكه از اكنون نبايد سعادتمند باشد چون هنوز ورود به بهشت تحقّق پيدا نكرده امّا شما مىگوئيد « عاش سعيدا » يعنى فلانى داراى زندگى سعادتمندانه بود و اين چيزى ، جز به لحاظ عاقبت و سرانجام كار نيست فرضا اگر شما در همين دنيا سلمان را سعادتمند و افرادى را كه در مقابل او قرار گرفته‌اند شقى مىدانيد و بين آن دو فرق مىگذاريد پس چه تفاوتى بين سلمان در دنيا و سلمان در شكم مادر هست - بطن ام ، اوّلين مرحله وجودى سلمان است - هنوز كه ورود به بهشت محقّق نشده واضح است كه به لحاظ عاقبت و سرانجام كار « الآن » مىگوئيم سلمان ، سعادتمند است و اگر در هنگامى كه سلمان در شكم مادر بود ، مادرش مىدانست « 1 » كه عاقبت او چنين است مىگفت فرزندم سعادتمند است . نتيجه : سعادت و شقاوت مربوط به ماهيّت انسان نيست . مثال ديگر در كتاب ارشاد مفيد « ره » چنين آمده كه : سالها قبل از واقعهء كربلا ، روزى عمر سعد در مدينه ، حضرت امام حسين ( عليه السّلام ) را ديد و به او عرض كرد كه : مردم محلّ سكونت ما - اهل عراق - افراد نادانى هستند و خيال كرده‌اند كه من قاتل شما خواهم بود و روى اين جهت ، اكنون نسبت به من متنفّر هستند و آيا مگر امكان دارد قتل شما به وسيلهء من انجام پذيرد امام ( عليه السّلام ) طبق نقل به او فرمودند كه : آنها نادان نيستند بلكه نسبت به واقع ، آشنا هستند و عقيدهء ايشان مطابق با واقع هست يعنى به لحاظ جنايتى كه بعدا تحقّق پيدا مىكند ، حق دارند الآن تو را سرزنش كنند سپس امام ( عليه السّلام ) به او فرمودند زندگى تو بعد از قتل من بسيار كوتاه است و
هامش
( 1 ) - به لحاظ اخبار مخبر صادق .