تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
شرح
« نهى النّفس عن الهوى » پيدا مىكند . و در آيهء« فَأَمَّا مَنْ طَغى وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى« 1 »»شقاوت هم معنا شده : يعنى كسى كه طغيان و نافرمانى خداوند متعال را نمايد و در مقام انتخاب و اختيار ، زندگى فرومايه دنيا را برگزيند« فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى ». وقتى آيه مذكور را ضميمهء آيه« فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا . . . »نمائيم نتيجه گرفته مىشود كه : شقاوت ، عبارت از طغيان و اختيار حيات دنيا بر آخرت است - يعنى طغيان اختيارى كه عمل وجودى انسان است و انتخاب دنيا كه عمل وجودى انسان مىباشد - جمع‌بندى : سعادت و شقاوت ، دو امر اختيارى و ارادى است و ارتباطى به ماهيّت ، ذات و لوازم انسان ندارد و نمىتواند ارتباطى به « الذّاتى لا يعلّل » داشته باشد بلكه از امور حادثه بوده و محتاج به علّت هستند پس نمىتوان سعادت و شقاوت را با مسئله حيوانيّت و ناطقيّت ، مقايسه نمود . چگونه مرحوم آقاى آخوند به صراحت فرموده‌اند كه سؤال از « لم جعل السّعيد سعيدا و لم جعل الشّقى شقيّا » مانند سؤال از « لم جعل الانسان انسانا و لم جعل الانسان حيوانا او ناطقا » هست . بحث روائى : فرض مىكنيم روايت معتبرى با آن مضمون وارد شده - البتّه تحقيقى در روايت ننموديم - آيا آنچه كه ما تاكنون دربارهء سعادت و شقاوت گفتيم با روايات مذكور ، سازگار است يا نه . روايات مذكور مسئله ذاتى ، ذاتيّات و لوازم ماهيّات را نفى مىكند زيرا اگر سعادت و شقاوت ، مربوط به ماهيّت انسان باشد چرا در روايت تعبير به « فى بطن امّه » شده و نبايد چنان تعبيرى شود و آيا الانسان حيوان يا الانسان ناطق يا الاربعة زوج ، ارتباطى به عالم وجود دارد ؟ قبلا بيان كرديم كه پاسخ سؤال منفى است .
هامش
( 1 ) - سورهء نازعات : 39 و 38 و 37 .