اگر مسئله سعادت و شقاوت هم مربوط به ذات و ذاتيات بوده چرا روايت ، مسئله بطن ام را كه يكى از مراحل وجود است مطرح نموده بلكه بايد مىگفت « السّعيد سعيد فى عالم ماهيّته » گرچه اصلا قدم به بطن ام نگذارد مانند زوجيّت كه لازمهء اربعه است و اگر اربعه وجود هم پيدا نكند زوجيّت ، لازمه آن هست .
نتيجه : روايت مذكور كه مسئله وجود - فى بطن ام - را مطرح كرده شاهدى عليه مصنّف « ره » است زيرا اگر مسئله ذات و ذاتيّات مطرح بود اصلا ارتباطى به عالم وجود نمىداشت و مىبايست آن ملازمه و ارتباط در تمام عوالم حتّى قبل از وجود ، تحقّق داشته باشد ، همانطور كه زوجيّت ، ملازم با اربعه مىباشد . « هذا اوّلا » .
و ثانيا : اصلا معناى عبارت ، آن نيست كه در به دو نظر به اذهان من و شما مىآيد بلكه معناى آن چنين است كه : به كسى كه عاقبت و سرانجام كارش منتهى به دوزخ است از هنگامى كه در شكم مادر مىباشد به لحاظ سرنوشت بد آيندهاش مىتوان نسبت شقاوت داد .
مثالى نسبت به سعادت و شقاوت دنيوى : فرض كنيد بچّهاى اكنون به مدرسه مىرود و پدرش نسبت به آينده و سعادت و شقاوت او فكر مىكند امّا مخبر صادقى به او خبر داد كه فرزند شما بعد از بيست و پنج سال مثلا يك پزشك متخصّص خدمتگزار خواهد شد ، از اكنون رفتار آن پدر - به لحاظ سعادت آينده - با فرزندش تغيير خواهد كرد و او را سعادتمند مىبيند با اينكه بايد بيست و پنج سال بگذرد تا آن فرزند به آن مقام برسد و برعكس اگر مخبر صادقى بگويد آن فرزند در آينده براى اجتماع مفيد نخواهد بود بلكه يك عنصر مضرّى براى جامعهء خود مىشود ، در اين صورت ، انسان از اكنون به لحاظ آينده ، او را شقى و بدبخت مىداند و نحوهء رفتارش با او به طرز خاصّى است با اينكه بين آن دو مثال و آن دو فرد از نظر فعليّت ، فرقى نيست هنوز بيست و پنج سال نگذشته و بچّه گناهى مرتكب نشده ، مسئله مخالفت ، عدم مخالفت ، تحصيل و عدم تحصيل مطرح نيست امّا انسان به لحاظ عاقبت يعنى به اتّكاء مخبر صادق ، الآن يكى از آن دو را
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 507
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٠٧