تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
جواب : همان‌طور كه اشاره كرديم « اراده » مانند « تصوّر و تصديق » هست و همگى در يك صف ، واقع شده و جزء اعمال اختيارى نفسانى است يعنى همان‌طور كه لزومى نداشت كه « تصديق » مسبوق به اراده و مقدّمات پنج‌گانه باشد ، در باب اراده هم مطلب به همان كيفيّت است يعنى وقتى اراده و مبادى آن - تصوّر شىء مراد ، تصديق به فايدهء مراد ، ميل و هيجان و رغت به آن و . . . - محقّق شد ، اراده ، تحقّق پيدا مىكند و نفس انسانى به علّت موهبت الهى ، خلق اراده مىكند و لزومى ندارد كه قبل از آن ، ارادهء ديگرى باشد تا اشكال تسلسل يا اضطرار ، لازم آيد - به‌طورىكه جبريّه مىگفتند - اشكال : هر فعل اختيارى بايد مسبوق به اراده باشد . جواب : چه دليلى بر كلّيّت قاعدهء مذكور داريد ؟ اگر مقصودتان اين است كه تمام افعال اختيارى خارجيّه كه مربوط به اعضاء و جوارح هست بايد مسبوق به اراده باشد ، ما هم قبول داريم و آن را با مثال توضيح داديم و چنانچه مقصودتان اين است كه تمام افعال ، اعمّ از خارجيّه و نفسانيّه بايد مسبوق به اراده باشند بايد نسبت به آن ، دليل اقامه كنيد تا ما بپذيريم شما به مجرّد ملاحظهء اعمال خارجيّه مانند قيام ، قعود ، أكل و شرب نمىتوانيد بگوئيد كه اعمال نفسانى هم مانند « تصوّر ، تصديق و اراده » بايد مسبوق به اراده باشند . اشكال اخير ، نظير همان كلام مغلطه‌گونه مادّيون است كه : مىگويند هر موجودى نياز به علّت دارد امّا جاى اين هست كه ما از آنها سؤال كنيم : اينكه مىگوئيد تمام موجودات ، نياز به علّت دارند اگر مقصودتان « موجودات ممكنه » هست ما هم قبول داريم كه « ممكنات » محتاج به علّت هستند و چنانچه مقصودتان اين باشد كه « واجب الوجود » هم محتاج به علّت هست بايد دليل معتبر برآن اقامه كنيد زيرا مفهوم واجب الوجود اين است كه او نيازى به علّت ندارد و او مسبوق به علّت نيست . نتيجه : اراده ، يك امر اختيارى نفسانى است و لزومى ندارد كه مسبوق به اراده باشد