ديگر اين چه امتيازى است كه براى كلّى وجود دارد .
جواب : پاسخ مصنّف ، نسبت به اشكال مذكور كاملا واضح نيست امّا مقصود ايشان اين است كه :
در وضع الفاظ ، تصوّر معنا شرط است لكن سؤال ، اين است كه تصوّر معنا به چه مقدار ، لازم است آيا بايد معنا با تمام خصوصيّات و جزئيّات تصوّر شود كه هيچ نقطهء ابهامى نداشته باشد ؟
در وضع الفاظ ، تصوّر معنا با يك وصف و عنوان كافى است . - معرفة وجه الشّىء معرفته بوجه - همينقدر كه صدق نمايد فلان معنا تصوّر شد ، كفايت براى وضع مىكند مثلا اگر بخواهند لفظ انسان را وضع كنند ، لازم نيست جنس ، فصل ، حيوان و ناطق را در نظر بگيرند بلكه اگر به نحو اجمال - نه تفصيل - تصوّر نمايند ، كافى است با توجّه به آنچه كه بيان كرديم :
اگر فرضا يك معناى كلّى - انسان - را تصوّر كرديم و خواستيم لفظ انسان را براى مصاديق آن وضع نمائيم ، هيچگونه مانعى در ميان نيست و مىتوان گفت واضع ، مصاديق آن را تصوّر كرده است .
سؤال : چه زمانى مصاديق تصوّر شده است ؟
جواب : در تصوّر معنا لازم نيست تمام خصوصيّات ، لحاظ شود بلكه اگر با يك وصف هم تصوّر شود ، مانعى براى وضع وجود ندارد و « عام » يكى از عناوين افرادش هست يعنى يكى از عناوين زيد ، بكر و عمرو ، انسان است .
آيا مصاديق در عنوان انسانيّت مشترك نيستند ؟
و آيا وصف انسانيّت وصف مصاديق نيست ؟
واضح است كه مصاديق انسان در عنوان و وصف انسانيّت مشترك هستند بنابراين
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 48
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٨