تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
و أمّا احتمال اعتبار أحدهما فضعيف ، و تقبيح الطّالب السافل من العالي المستعلي « 1 » عليه ، و توبيخه به مثل : إنّك لم تأمره ، إنما هو على استعلائه ، لا على أمره حقيقة بعد استعلائه ، و إنّما يكون إطلاق الأمر على طلبه بحسب ما هو قضية استعلائه ، و كيف كان ، ففي صحّة سلب الأمر عن طلب السّافل ، و لو كان مستعليا كفاية [ 1 ] .
شرح
به عبارت ديگر آيا حتما بايد طلب از شخص عالى نسبت به سافل تحقّق پيدا كند يا اينكه اگر سافلى هم از فرد عالى طلبى كرد ، عنوان امر پيدا مىكند و همچنين اگر از دو نفر - مساوى - كه هيچ‌كدام بر ديگرى علوّى ندارند و با يكديگر دوست هستند ، طلب و خواهشى تحقّق پيدا كرد ، مصداق امر محقّق شده ؟ « امر » مختص به طلبى هست كه از فرد عالى صادر شود امّا اگر دوستى از دوست ديگر يا فقيرى از انسان طلب و خواهشى كرد ، از نظر لغت و عرف به آن « امر » اطلاق نمىشود و عنوان امر برآن صدق نمىنمايد و اگر گاهى مىشنويد كه به آن عنوان امر داده‌اند ، با مسامحه و مجاز هست . شخص عالى كه مطلبى را از سافل طلب مىكند ، گاهى مقام علو خود را متّكاى طلب خويش قرار مىدهد كه از آن به استعلاء تعبير مىشود و گاهى با كمال خضوع ، شىء را از سافل مىطلبد . سؤال : آيا فرد عالى در هنگام طلب بايد استعلاء نمايد يا نه ؟ جواب : لزومى ندارد كه او بر مقام علوّ خود اتّكاء نمايد بلكه اگر خفض جناح نمود و مطلبى را تقاضا كرد ، بر تقاضاى او عنوان امر ، صادق است پس در طلب و امر ، استعلاء معتبر نيست . [ 1 ] - بعضى گفته‌اند در صدق عنوان « امر » يا بايد طالب ، فرد عالى باشد و يا چنانچه
هامش
( 1 ) - صفة للسّافل .