تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
و ربما توهّم وجوب وقوع الاشتراك في اللغات ، لأجل عدم تناهي المعاني ، و تناهي الألفاظ المركّبات ، فلا بدّ من الاشتراك فيها ، و هو فاسد لوضوح امتناع الاشتراك في هذه المعاني ، لاستدعائه الأوضاع الغير المتناهية [ 1 ] .
شرح
تناسب ندارد ، نبايد متشابهات در قرآن باشد چون يكى از مصاديق متشابه ، استعمال مشترك لفظى ، بدون قرينه است پس معلوم مىشود گاهى غرض متكلّم به اجمال‌گوئى متعلّق مىشود لذا منعى براى وجود مشترك لفظى وجود ندارد . [ 1 ] - بعضى توهّم كرده‌اند كه اشتراك لفظى علاوه بر امكان ، ضرورت وقوع هم دارد زيرا : الفاظ ، متناهى و معانى غير متناهى هستند لذا الفاظ بايد براى بيش از يك معنا وضع شوند . توضيح ذلك : موادّ الفاظ ، محدود به حروف بيست و هشت‌گانه است و تركيباتى كه از موادّ متناهى حاصل مىشود ، لا محاله متناهى است لذا الفاظ در دائرهء تناهى قرار دارند امّا معانى ، موادّ معيّنى ندارند و تابع حروف مذكور نيستند بلكه عبارتند از جميع حقائق و مفاهيم عالم ، چه‌بسا مفاهيمى كه اصلا مصداق هم ندارند مانند « معدوم » و « ممتنع » و حتّى « شريك البارى » با اينكه امتناع دارد يكى از مفاهيمى است كه براى آن لفظى وضع شده خلاصه اينكه معانى ، متناهى نيستند و در نتيجه وقتى الفاظ ، متناهى و معانى ، غير متناهى شدند ، معنايش اين است كه نمىتوان هر لفظى را براى يك معنا وضع نمود بلكه بايد براى بيش از يك معنا وضع كرد - البتّه نه تمام الفاظ بلكه قسمتى از الفاظ - كانّ مجبوريم بگوئيم بعضى از الفاظ براى دو معنا ، بعضى براى سه معنا و فرضا كلمهء عين براى هفتاد معنا وضع شده تا نسبت بين الفاظ و معانى محفوظ بماند لذا حتما بايد اشتراك لفظى وقوع پيدا كند . مصنّف « ره » چهار جواب از استدلال قائلين به ضرورت وقوع اشتراك لفظى