تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
و لو سلّم لم يكد يجدي إلا في مقدار متناه [ 1 ] .
شرح
داده‌اند : 1 - شما مىگوئيد الفاظ متناهى و معانى غير متناهى هستند و براى هر لفظى و يا لااقل براى بعضى از الفاظ ، بيش از يك معنا وضع شده ، لذا وقوع اشتراك لفظى ضرورت دارد . سؤال ما اين است كه : آيا اگر يك لفظ براى دو معنا وضع شد ، نياز به تعدّد وضع ندارد ؟ واضح است كه اگر لفظى براى دو معنا وضع شود نياز به دو « وضع » دارد مثلا اگر لفظ عين براى هفتاد معنا وضع شده باشد ، نياز به هفتاد وضع داشته ، پس « وضع » تابع معنا - تابع تكثّر معنا - هست اگر معانى ، غير متناهى شد بايد وضع آنها هم غير متناهى شود و در نتيجه اشكالى پيش مىآيد كه : اگر واضع الفاظ ، بشر باشد - نه خداوند متعال « 1 » - از انسانى كه محدود و متناهى است ، چگونه « وضع » هاى غير متناهى تحقّق پيدا مىكند به عبارت ديگر ، عدم تناهى معانى ، مستلزم عدم تناهى وضع است و عدم تناهى وضع با بشرى كه محدود و متناهى مىباشد هيچ تناسب ندارد و . . . [ 1 ] - 2 : اگر بگوئيم واضع الفاظ ، خداوند متعال است ، صدور وضع غير متناهى از خداوند متعال ممكن است ، در اين صورت ، اشكال ديگرى پيش مىآيد كه : آيا نبايد واضع از اوضاع غير متناهى ، غايت و هدفى داشته باشد ؟ مىدانيد كه وضع ، مقدّمهء استعمال است و اگر انسان تا روز قيامت هم الفاظ را استعمال كند ، تمام استعمالاتش متناهى است و در نتيجه ، وضع الفاظ در قسمت زائد بر متناهى ، لغو و بىفائده است و كسى كه فى الجملة حكيم است يا خداوند متعال كه حكيم على الاطلاق است ، مرتكب عمل لغو نمىشود .
هامش
( 1 ) - براى توضيح بيشتر در اين زمينه رجوع كنيد به ايضاح الكفاية 1 / 42 .