تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
إذا عرفت هذا كلّه ، فلا شبهة في عدم دخل ما ندب إليه في العبادات نفسيّا في التّسمية بأساميها ، و كذا فيما له دخل في تشخّصها مطلقا ، و أمّا ما له الدّخل شرطا في أصل ماهيتها ، فيمكن الذّهاب أيضا إلى عدم دخله في التّسمية بها ، مع الذّهاب إلى دخل ما له الدخل جزءا فيها ، فيكون الإخلال بالجزء مخلا بها ، دون الإخلال بالشّرط ، لكنّك عرفت أنّ الصّحيح اعتبارهما فيها [ 1 ] .
شرح
مستقل كه هيچ ارتباط ، جزئيّت يا شرطيّتى براى مأمور به و فرضا صلات ندارد بلكه خودش يك مستحبّ مستقل است امّا محلّ و مكان آن مستحب در مأمور به و نماز است « 1 » . مثال : يك احتمال در مورد قنوت ، اين است كه قنوت ، يك مستحبّ نفسى است و از اجزاء مستحبّى نماز نيست منتها محلّ آن ، بعد از سورهء ركعت دوّم نماز واجب يا مستحب است در واقع قنوت ، دخالتى در نماز ندارد بلكه نماز و مأمور به در قنوت مدخليّت دارد به اين نحو كه صلات ، براى قنوت ، ظرفيّت دارد . واضح است كه اخلال به چنين مستحبّ نفسى ، سبب اخلال به مأمور به و نماز حتّى از نظر تشخّص نمىشود مثلا اگر كسى قنوت را ترك كند ، هيچ خللى به مأمور به وارد نمىشود زيرا قنوت هيچ ارتباطى به نماز ندارد . [ 1 ] - مصنّف « ره » در عبارت مذكور ، بيان كرده‌اند كه كداميك از اعتبارات و اقسام پنج‌گانه‌اى كه مشروحا بيان كرديم در تسميه و موضوع الفاظ عبادات ، مدخليّت دارد به‌عبارت‌ديگر ، بنا بر قول صحيحى كه موضوع له الفاظ عبادات ، خصوص صحيح است آيا هم اجزاء و هم شرائط در موضوع له دخالت دارند يا فقط اجزاء يا اينكه در مسئله ، تفصيلى هست .
هامش
( 1 ) - و اين همان قسم پنجم است .