تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
مع أنّه يلزم أن يكون الاستعمال فيما هو المأمور به - بأجزائه و شرائطه - مجازا عنده و كان من باب استعمال اللفظ الموضوع للجزء في الكلّ ، لا من باب إطلاق الكلّي على الفرد و الجزئي ، كما هو واضح ، و لا يلتزم به القائل بالأعمّ ، فافهم [ 1 ] .
شرح
موالات را چنين تعريف كرده‌اند كه نمازگزار ، كارى كند كه صورت صلاتى از بين رود و اگر كسى به او نگاه كند ، نگويد او مشغول نماز خواندن است - خلاصه اينكه شما - اعمّى - مىگوئيد اگر اركان نماز در خارج وجود پيدا كرد عنوان صلات تحقّق دارد و لو تمام اجزاء و شرائط ، منتفى باشد درحالىكه مىبينيم اين‌چنين نيست و مجرّد اكتفاء بر اركان ، محقّق عنوان و صدق نماز نيست . نتيجه اينكه : نمىتوان « اركان » را موضوع له قرار داد زيرا گاهى از اوقات ، اخلال به بعضى از اركان ، عنوان صلات را برهم نمىزند - بنا بر قول اعمّى - و گاهى اخلال به بعضى از اجزاء و شرائط غير ركنى عنوان و صدق اسم نماز را از بين مىبرد لذا جامعى را كه شما تعيين كرديد نه مانع اغيار است و نه جامع افراد . [ 1 ] - اشكال دوّم : ما با شما مماشات مىكنيم و از شما مىپذيريم كه موضوع لفظ صلات ، اركان خمسه است امّا از شما سؤال مىكنيم كه : اگر كسى لفظ صلات را در مأمور به - مجموع اجزاء و شرائط و اركان - استعمال نمود به‌طورىكه همهء اجزاء در اطلاق اسم صلات به آن‌ها مساوى بودند ، آيا آن استعمال ، حقيقى است يا مجازى ؟ طبق مبناى شما كه مىگوئيد صلات براى اركان خمسه ، وضع شده نه براى فرضا ده جزء و شرط ، استعمال مذكور مجازى است زيرا لفظ صلات موضوع براى اركان خمسه را در اركان و غير اركان استعمال كرده‌ايد ، لفظ موضوع براى جزء را در كل استعمال نموده‌ايد - به علاقه جزء و كل - آيا هيچ متشرّعه‌اى قبول مىكند كه استعمال كلمهء صلات در مجموع اجزاء و شرائط