شهادت تبرعى در حقوق اللَّه همچون زنا ، نوشيدن شراب و نيز آنچه كه مرتبط با مصالح عمومى است كه از آن به شهادت حسبه تعبير مىشود ، پذيرفته است . برخى ، شهادت حسبه را در حقوق مشترك ميان حق اللَّه و حق الناس ، مانند سرقت نيز پذيرفته دانستهاند 3 ( - - - ) حق ) .
( - - - ) شهادت )
1 . مسالك الأفهام 14 / 214 - 215 * 2 . الدرالمنضود ( گلپايگانى ) 1 / 240 * 3 . غاية المرام 4 / 284 ؛ جواهر الكلام 41 / 104 - 109 ؛ تفصيل الشريعة ( القضاء و الشهادات ) / 435 - 436 .
شهادت سوم
شهادت سوم شهادت به ولايت امير مؤمنان ، على عليه السّلام / شهادت به شهادت به شهادت .
از عنوان ياد شده به معناى اول در باب صلات سخن گفتهاند .
به قول مشهور فقها ، شهادت به ولايت امير مؤمنان و ديگر پيشوايان معصوم عليهم السّلام ، جزء اذان ( - - - ) اذان ) و اقامه ( - - - ) اقامه ) نيست ؛ ليكن بعد از شهادت به رسالت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله مستحب است . 1
شهادت سوم به معناى دوم عبارت است از شهادت فرع به شهادت فرع به شهادت اصل . از آن در باب شهادات سخن گفتهاند .
بدون شك ، شهادت اصل با وجود شرايط آن پذيرفته است ؛ چنان كه در مواردى ، شهادت فرع نيز پذيرفته است . مراد از شهادت اصل ، شهادت دو عادلى است كه مستقيم و بدون واسطه شاهد رخداد بودهاند و منظور از شهادت فرع ( شهادت دوم ) ، شهادت دو عادلى است كه گواهى دو شاهد اصل را شنيدهاند . ليكن شهادت سوم ؛ يعنى گواهى دو عادلى كه شهادت فرع را شنيدهاند ، پذيرفته نيست . بر اين نظر ادعاى اجماع شده است ؛ 2 ليكن برخى معاصران آن را نپذيرفتهاند . 3
1 . العروة الوثقى 2 / 412 ؛ مستند العروة ( الصلاة ) 2 / 286 - 288 ؛ الأنوار الإلهية / 110 - 111 * 2 . مستند الشيعة 18 / 404 ؛ جواهر الكلام 41 / 189 - 192 * 3 . مبانى تكملة المنهاج 1 / 143 .