96 . الخلاف 6 / 322 - 324 ؛ مسالك الأفهام 14 / 304 - 306 ؛ جواهرالكلام 41 / 231 - 232 * 97 . النهاية / 336 ؛ المهذب 2 / 563 * 98 . المبسوط 8 / 164 * 99 . حج / 30 - 31 * 100 . الجامع للشرائع / 568 ؛ تحرير الأحكام 5 / 298 * 101 . تحرير الأحكام 5 / 299 ؛ كشف اللثام 10 / 402 * 102 . جواهر الكلام 41 / 230 - 231 .
شهادت اصل
شهادت اصل گواهى بر واقعه به طور مستقيم .
به كسى كه خود ، مستقيم گواه واقعهاى بوده و به آن شهادت داده است ، شاهد اصل و به شهادتش شهادت اصل گفته مىشود . مقابل آن ، شهادت فرع قرار دارد ( - - - ) شهادت فرع ) .
شهادت بر شهادت
- - - ) شهادت فرع
شهادت به ولايت
شهادت به ولايت شهادت به ولايتو امامت ائمه عليهم السّلام ( - - - ) ائمّه ) ، ( - - - ) ايمان ) ، ( - - - ) شهادت سوم ) .
شهادت حال
- - - ) شاهد حال
شهادت حسبه
شهادت حِسْبه پيشى گرفتن در اداىشهادت قبل از درخواست حاكم .
شهادت حسبه عبارت است از مبادرت شاهد به شهادت دادن نزد حاكم شرع قبل از درخواست او بر حقى كه مدعى خاصى ندارد ، مانند حقوق اللَّه و نيز آنچه كه مرتبط با مصالح عموم مردم است ، همچون مدارس و درمانگاهها . 1
مراد از حسبه امورى است كه حفظ و اهتمام به امر آن لازم است و شارع مقدس به تعطيلى و ترك آن راضى نيست 2 ( - - - ) امور حسبى ) . از اين عنوان در باب شهادات سخن گفتهاند .
از شرايط قبول شهادت شاهد ، متهم نبودن او است . از جمله اسباب تهمت ، پيشى گرفتن در شهادت دادن قبل از درخواست حاكم ، شمرده شده است . بنابر اين ، شهادت تبرعى پذيرفته نخواهد بود . ليكن در اينكه چنين شهادتى مطلقا پذيرفته نيست يا تنها در حقوق الناس از قبيل ديون ، پذيرفته نمىباشد ، اختلاف است . به قول مشهور ،