اما از آنجا كه با سرعت بسيار بالايى انجام مىگيرد ، بيننده تصور مىكند ، بدون سبب عادى پديد آمده است ؛ از اين رو ، شگفت زده مىشود . 1 بنابر اين تعريف ، آنچه با شعبده پديدار مىگردد ، امرى واقعى است نه خيالى ؛ بر خلاف سحر كه بسيارى از فقها آن را خيالى محض مىدانند ( - - - ) سحر ) .
برخى ، شعبده را مرادف معناى سحر دانسته و گفتهاند : شعبده عمليات تأثير گذار بر قوهء خيال است و شعبده باز با تصرف در مخيّلهء فرد ، انواع شكلها و صورتهاى خيالى را در آن ايجاد نموده و در مرحلهء بعد با قوّهء نفسانى خود آن اشكال را در فضايى حسّى به بينندگان منتقل مىكند ؛ به گونهاى كه آنان ، آنها را امرى واقعى مىبينند ؛ در حالى كه حقيقت آنها نمود است نه بود . 2 بر اساس اين تعريف ، تردستى مصداق شعبده نخواهد بود . از احكام عنوان ياد شده در باب تجارت سخن گفتهاند .
حكم : شعبده به معناى دوم از مصاديق سحر به شمار مىرود و احكام آن را دارد ؛ ليكن به معناى نخست ( تردستى ) آيا حرام است يا نه ، اختلاف مىباشد . مشهور فقها آن را نيز حرام مىدانند . بنابر قول به حرمت ، آموختن و آموزش دادن آن جهت عمل و نيز گرفتن اجرت در ازاى ياد دادن آن حرام و خوردن مال به باطل است . 3 در مقابل مشهور ، گروهى از معاصران آن را حرام ندانستهاند ، مگر آنكه عمل حرامى همچون زيان رساندن به مؤمن بر آن مترتب گردد . 4
1 . مصباح الفقاهة 1 / 288 - 290 ؛ إرشاد الطالب 1 / 168 * 2 . تاريخ ابن خلدون 1 / 497 ؛ تاج العروس ، واژهء « شعوذة » * 3 . النهاية / 366 ؛ كتاب السرائر 2 / 218 ؛ المختصرالنافع / 117 ؛ تذكرة الفقهاء 12 / 145 ؛ الدروس الشرعية 3 / 164 ؛ وسيلة النجاة / 323 * 4 . منهاج الصالحين ( خوئى ) 2 / 7 - 8 ؛ إرشاد الطالب 1 / 168 ؛ منهاج الصالحين ( سيستانى ) 2 / 12 ؛ منهاج الصالحين ( سيد محمدسعيد حكيم ) 2 / 21 .
شعر
شعر سخنى ادبى و غالباً موزون و داراى قافيه كه بيان كنندهء عواطف و تخيل گوينده است .
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت ، صلات ، صوم ، حج و تجارت سخن گفتهاند .