7 . آنچه كه بر اثر چيرگى حالتى بر حس بينايى يا شنوايى يا غير آن موجب پيدايى چيزى در وهم شود ، بدون آنكه واقعيت داشته باشد . بنابر اين تعريف ، سحر ، چشم بندى و نوعى نيرنگ است و ساحر كسى است كه با بهرهگيرى از اسباب پنهان ، غير واقع را در خيال انسان به صورت واقع جلوه مىدهد و در نتيجه غير واقع به شكلهاى شگفتانگيز ديده مىشود . بر اساس اين تعريف ، نسبت سحر به واقع ، نسبت مكر به واقع خواهد بود . 9
ماهيت تعريف هفتم با ديگر تعريفها متفاوت است و در حقيقت ، تعريفى جديد از سحر است . بنابر اين تعريف ، ايجاد عمل خارق العاده مطلقا - با هر سبب پنهان - سحر به شمار نمىرود ؛ چنان كه تسخير نيز مطلقا سحر نخواهد بود . 10
8 . دانشى كه به كار بستن آن ، موجب پيدايى ملكهاى نفسانى در فرد شده ، او را بر ايجاد كارهاى شگفت با اسباب ناپيدا توانا مىسازد . 11 طبق اين تعريف ، منشأ سحر قوت نفس ساحر است و او در پرتو توانايى نفس خود ، بدون آنكه از بيرون كمك بگيرد كارهاى خارق العاده انجام مىدهد . بنابر اين ، كارهاى خارق العادهء انجام گرفته به سببى از اسباب بيرونى - و نه قوت و ملكهء نفسانى ساحر - مصداق سحر نخواهد بود . در نتيجه اين تعريف از اين جهت اخص از تعريفهاى پيشين خواهد بود .
نقطهء اشتراك همهء تعريفها از سحر اين است كه سبب آن ، پنهان و غير متعارف است . بنابر اين ، چنانچه سبب ، متعارف و آشكار باشد ، سحر به شمار نمىرود ؛ از اين رو ، ايجاد افعال شگفتآور با استفاده از اسباب طبيعى يا اشكال هندسى مصداق سحر نخواهد بود ؛ چنان كه ايجاد عمل خارق العاده با بهرهگيرى از اسباب شرعى از قبيل ذكر ، دعا و آيات قرآن نيز همين حكم را دارد ؛ بلكه به تصريح برخى ، هر عملى كه منشأ آن خواص اشيا ، حتى حروف باشد همين گونه است و مصداق سحر نمىباشد . 12 عمل تسخير نيز بنابر بعضى تعريفها ، مصداق سحر و بنابر بعضى ديگر ، خارج از سحر مىباشد .
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 414
مساهمون: موسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت ( ع )
ص٤١٤