تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
بر كسى كه به سبب ايراد ضربه بر زهار ديگرى او را به بيمارى باد فتق مبتلا كرده ، چهار پنجم ديهء كامل ثابت مىگردد . 16 1 . مستمسك العروة 2 / 187 و 190 * 2 . الجامع للشرائع / 29 * 3 . العروة الوثقى 4 / 652 * 4 . تحرير الأحكام 1 / 71 * 5 . معالم الدين ( قسم الفقه ) 2 / 918 * 6 . العروة الوثقى 2 / 61 ؛ مدارك العروة 6 / 472 - 482 * 7 . جواهر الكلام 20 / 406 * 8 . الكافى فى الفقه / 204 ؛ غنية النزوع / 168 * 9 . جواهر الكلام 20 / 409 - 410 * 10 . مهذب الأحكام 13 / 351 - 354 * 11 . جواهر الكلام 26 / 5 * 12 . 21 / 121 * 13 . تحرير الأحكام 2 / 367 ؛ جواهر الكلام 23 / 258 * 14 . المهذب البارع 5 / 306 * 15 . شرائع الإسلام 4 / 1037 ؛ جواهر الكلام 43 / 275 * 16 . الوسيلة / 451 .

زهد

زهد از فضائل اخلاقى ، مقابل رغبت .

زهد در لغت به معناى ترك و رويگردانى آمده است . زهد نسبت به چيزى به معناى ميل نداشتن و ترك آن مىباشد . مقابل آن « رغبت » قرار دارد كه به معناى ميل به چيزى است . مراد از زهد در اصطلاح ، رويگردانى قلب از دنيا و توجه به آخرت است . 1 البته زهد در ترك دنيا خلاصه نمىشود . زهد كامل و تام عبارت است از رويگردانى دل از آنچه انسان را از خدا غافل كرده ، از توجه به او باز مىدارد . از اين رو ، طبق روايتى ، جبرئيل در پاسخ پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله كه تفسير زهد را از او پرسيده بود ، گفت : « زاهد ، آنچه را آفريدگارش دوست دارد ، دوست مىدارد و آنچه را آفريدگارش ناخوش دارد ، ناخوش مىدارد و در حلال دنيا بر خود سخت مىگيرد ( و از آن در حدّ ضرورت استفاده مىكند ) و به حرام آن توجه نمىكند ؛ زيرا حلال آن حساب دارد و حرامش كيفر » . 2 در روايات بسيارى به زهد در دنيا ترغيب و تشويق شده و آثار بزرگ و ارزشمندى براى آن بيان گشته است ؛ از جمله : امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : هر كس در دنيا زهد پيشه كند ، خداوند قلب او را كانون حكمت قرار مىدهد و زبانش را بدان گويا مىسازد و او را به عيوب دنيا ؛ هم درد و هم درمان آن بينا مىگرداند و وى را با سلامت از دنيا به بهشت مىبرد » . 3