بلكه در صورت انحصار حفظ جان به دفاع ، واجب است . « 3 » همچنين دفاع از جان مؤمن در برابر تهاجم ، با داشتن توان و ايمن بودن بر جان خود واجب است . « 4 » برخى در وجوب آن اشكال كردهاند . « 5 »
3 . دفاع از مال : دفاع از مال در برابر مهاجم ، جايز ، « 6 » بلكه - بنابر ديدگاه بعضى - در صورت غلبهء ظنّ به سلامت ، واجب است . « 7 » البته در فرض علم به كشته شدن - بنابر تصريح برخى - حرام است . « 8 »
4 . دفاع از ناموس : دفاع از عِرض ( آبرو و ناموس ) در صورت علم يا ظنّ به سلامت جان ، واجب است . آيا در فرض بيم بر جان نيز دفاع واجب است يا نه ؟
محلّ بحث است ؛ چنان كه جواز يا حرمت دفاع از ناموس با علم به كشته شدن ، اختلافى است « 9 » ( - - ) آبرو ) .
ديگر احكام : بر مُحرمى كه دشمن او را از برگزارى حج منع كرده ، دفع وى واجب نيست ، مگر آنكه بازدارنده آغازگر جنگ ، و محرم ناگزير از دفاع باشد . برخى درفرض عدم اضطرار نيز درصورت علم يا ظنّ به پيروزى و عدم خطر ، دفاع را واجب دانستهاند . « 10 »
كسى كه از جان يا مال و يا عِرض خود دفاع مىكند ، ضامن صدمات جانى و بدنى و خسارات مالى وارد بر مهاجم نيست ، مگر آنكه حدود و شرايط دفاع را رعايت نكرده باشد .
دفاع كننده بايد در مقام دفاع ، راهها و روشهاى آسان به دشوار را برگزيند ؛ بنابر اين ، جايى كه خطر مهاجم با داد و فرياد دفع مىشود ، بايد به همان اندازه بسنده كند و يا چنانچه دشمن با مجروح كردن دفع مىشود نبايد او را بكشد ، يا مهاجمى كه با ضربهء نخست فرار كرده نبايد ضربهء دوم را بر او وارد كند و گرنه نسبت به صدمات ناشى از آن ضامن است . « 11 »
دفاع در برابر حيوان مهاجم جايز است و چنانچه بر اثر آن ، حيوان معيوب گردد ، در صورت انحصار دفع آن به دفاع ، چيزى بر عهدهء مدافع نخواهد بود . « 12 »
اگر عاقلى در مقام دفاع از خود ديوانهء مهاجمى را بكشد ، در صورت انحصار دفع شرّ وى به قتل ، ضمانى بر عهدهء مدافع
هامش
( 3 ) جواهر الكلام 21 / 16 و 41 / 652 .
( 4 ) 21 / 16 .
( 5 ) 41 / 650 - 651 .
( 6 ) 21 / 16 .
( 7 ) شرائع الاسلام 1 / 232 - 233 .
( 8 ) جواهر الكلام 41 / 652 .
( 9 ) 652 - 653 و 655 .
( 10 ) 20 / 139 - 141 .
( 11 ) 41 / 651 - 656 .
( 12 ) 664 .