مكّه رود ، بايد از خشكى برود و با سفر دريايى نذر محقق نمىشود . « 8 »
اموال بدست آمده از كشتى غرق شده در دريا اگر به وسيلهء امواج آب به ساحل افتاده باشد ، از آنِ صاحبش است ؛ امّا اگر با غواصى به دست آمده ، بنابر قول برخى ، از آنِ غوّاص است . برخى گفتهاند : اگر صاحب اموال - به جهت يأس از دستيابى به مال خود - از آنها اعراض كرده باشد ، از آنِ غوّاص خواهد بود . « 9 »
كسى كه در سفر دريايى مرده است ، اگر رساندن او به خشكى ممكن نباشد يا دشوار باشد ، پس از تجهيز ( غسل دادن ، كفن كردن و نماز خواندن بر او ) و بستن جسمى سنگين به پايش يا قراردادن وى درون چيزى - مثل خُم - كه به زير آب مىرود ، او را به دريا مىافكنند . « 10 »
غوّاصى : جواهرى مانند درّ و لؤلؤ كه با غوّاصى در دريا به دست مىآيد ، اگر ارزش آن در حّد يك دينار يا بيشتر باشد ، واجب است خمس آن پرداخت گردد . « 11 »
ساحل دريا : ساحل دريا از انفال ( - - ) انفال ) به شمار مىرود . « 12 »
دزدى
- - ) سرقت
دساستين
دَسّاسَتَيْن : دو ركعت نافلهء نماز صبح . « 1 »
دسّ در لغت به معناى پنهان كردن چيزى درون چيزى ديگر است . « 2 » علّت نامگذارى نافلهء صبح به دسّاستين ، قرار گرفتن آن در ادامهء نماز شب و پنهان شدن آن در نافلهء شب است « 3 » ( - - ) نافلهء صبح ) .
دست
دست : از اعضاى بدن .
دست قسمتى از بدن است كه بر سرِ بازو تا انگشتان و نيز بر مچ تا سر
هامش
( 8 ) 527 .
( 9 ) جواهر الكلام 40 / 400 ؛ كتاب السرائر 2 / 195 .
( 10 ) جواهر الكلام 4 / 292 .
( 11 ) 16 / 39 - 40 .
( 12 ) 119 .
1 كشف اللثام 3 / 15 .
2 العين / واژهء « دسس » .
3 مسالك الافهام 1 / 145 .