را به خانوادهاش تحويل دهد و در صورت عدم تحويل بايد ديهء او را بپردازد . « 8 »
زنى كه دايگى كودكى را پذيرفته ، بدون اجازهء ولىّ كودك نمىتواند او را به دايهاى ديگر تحويل دهد و اگر چنين كند ضامن است . « 9 »
اگر بر اثر غلتيدن دايه در خواب روى كودك ، وى بميرد ، در ثبوت ديه بر دايه يا عاقلهء او ( - - ) عاقله ) اختلاف است . برخى قائل به تفصيل شده و گفتهاند : اگر علّت پذيرش كودك ، فقر و نياز بوده ، ديه بر عاقله است و اگر فخر فروشى و مانند آن بوده ، بر عهدهء خود دايه است . « 10 »
( - - ) مرضعه ) ( - - ) رضاع )
داين
داين : طلبكار ( - - ) دين ) .
دايى
دايى : برادر مادر .
از آن در بابهاى تجارت ، نكاح ، اطعمه و اشربه و ارث نام بردهاند .
انسان مىتواند مالك دايى خود - كه برده است - گردد ، گرچه مكروه است « 1 »
( - - ) بردگى ) . دايى مَحرم انسان است ؛ بنابر اين ، ازدواج با او جايز و صحيح نيست ؛ هرچند با واسطه باشد ، مانند دايى پدر يا مادر . در اين حكم فرقى بين دايى نسبى و رضاعى ( - - ) رضاع ) نيست . « 2 »
نفقهء دايى ( - - ) نفقه ) بر انسان واجب نيست ، هرچند مستحب است . « 3 »
خوردن از منزل دايى بدون اذن او در حدّ متعارف ، بدون تباه كردن و علم نداشتن به ناخشنودى وى جايز است ( - - ) خوردن ) . « 4 »
دايى در ارث جزء طبقهء سوم به شمار مىرود . اگر وارث ميّت منحصر به دايى او باشد ، همهء مال به او مىرسد و اگر متعدد باشند ، مال به طور مساوى ميان آنان تقسيم مىشود ، مگر آنكه برخى پدرى و مادرى يا پدرى و برخى ديگر مادرى باشند ، كه در اين صورت ، دايى مادرى ، اگر يكى باشد يك ششم و اگر متعدد
هامش
( 8 ) 238 ؛ جواهر الكلام 43 / 83 - 84 .
( 9 ) جواهر الكلام 43 / 84 .
( 10 ) 85 - 86 ؛ مبانى تكملة المنهاج 2 / 223 - 224 .
1 جواهر الكلام 24 / 144 - 145 .
2 29 / 241 و 309 .
3 31 / 368 - 371 .
4 36 / 406 .