خون حيض
- - ) حيض
خونخواهى
- - ) ولىّ دم
خوندماغ
خوندماغ : خون ريزى بينى .
خون ريزى از رگهاى مخاط بينى بر اثر عواملى از قبيل فشار خون يا دست كارى محل را خون دماغ گويند . از آن به مناسبت در باب طهارت و صلات سخن گفتهاند .
وضو گرفتن پس از خون دماغ شدن مستحب است . « 1 »
كسى كه در اثناى نماز دچار خون دماغ شده ، در صورت امكان و عدم استلزام عمل باطل كنندهء نماز ، همچون روى گردانى از قبله و سخن گفتن ، واجب است تطهير كند و نماز خود را ادامه دهد ؛ هرچند تطهير مستلزم فعل كثير ( كارهاى بسيار ) باشد و در صورت عدم امكان ، بايد براى تطهير ، نماز را قطع كند و پس از تطهير ، آن را دوباره بخواند . « 2 »
امام جماعتى كه در اثناى نماز دچار خون دماغ شده ، در صورت عدم امكان اتمام نماز با مأمومين ، فردى از مأمومين را به جاى خود مىگمارد تا نماز را به جماعت تمام كند . « 3 »
خون نفاس
- - ) نفاس
خويشاوندى
خويشاوندى : خويشاوند بودن .
به نسبت خانوادگىِ پديد آمده از راه نسب ، سبب يا رضاع خويشاوندى اطلاق مىكنند . اين عنوان در بابهايى همچون نكاح و ارث به كار رفته است .
نسب : خويشاوندان نسبى كسانىاند كه از راه ولادت ناشى از نكاح صحيح يا ملك ( - - ) ملك يمين ) و يا آميزش به شبهه ( - - ) آميزش به شبهه ) با يكديگر نسبت خانوادگى پيدا مىكنند ، « 1 » مانند پدر و مادر و هرچه بالا روند ؛ فرزندان دخترى و پسرى و هر چه پايين روند ؛ برادران و خواهران و فرزندان آنان ؛ عمّه ، خاله ، عمو ، دايى و فرزندان ايشان . « 2 » افراد ياد شده
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 1 / 24 .
( 2 ) 6 / 227 - 228 ؛ مستند الشيعة 7 / 48 .
( 3 ) جواهر الكلام 13 / 368 - 369 .
1 جواهرالكلام 29 / 243 - 244 .
2 39 / 7 - 8 .