خورش
خورش : هرچه با نان يا برنج خورند .
منظور از خورش چيزى است كه همراه نان يا برنج خورده مىشود ؛ خواه جامد باشد ، مانند گوشت و خواه مايع . از آن در بابهاى نكاح ، كفّارات و اطعمه و اشربه سخن رفته است .
خورش جزء نفقهاى است كه تأمين آن بر شوهر لازم است . در اندازه و جنس آن به عرف رجوع مىشود « 1 » ( - - ) نفقه ) .
مستحب است همراه غذايى كه به عنوان كفّاره ( - - ) كفّاره ) پرداخت مىگردد ، خورش نيز داده شود . « 2 »
در روايات از گوشت به عنوان سرور خورشها « 3 » و از سركه و روغن زيتون به عنوان خورش انبيا ياد شده است . « 4 »
خورشيد
خورشيد : آفتاب .
از آن در بابهاى طهارت ، صلات و نكاح سخن رفته است .
خورشيد از مطهّرات ( - - ) مطهّرات ) است كه با شرايطى اشياى نجس شدهء زير را پاك مىكند : زمين و اشياى غير منقول ، چون ساختمان و چيزهايى كه در آن به كار رفته ، مانند درو پنجره و حتى ميخى كه به ديوار كوبيده شده است .
سنگ ، خاك ، گِل و مانند آن كه بر روى زمين است حكم زمين را دارد و با برداشتن از روى زمين حكم ساير منقولات را پيدا مىكند . درختان وگياهان قبل از چيدن نيز همين حكم را دارند .
ثبوت حكم نسبت به ميوهء بر درخت محل بحث است . از منقولات ، حصير و بوريا نيز بنابر مشهور ملحق به زميناند .
هامش
( 1 ) جواهرالكلام 31 / 330 - 333 .
( 2 ) 33 / 266 .
( 3 ) 36 / 480 .
( 4 ) 501 .