خوشه
خوشه : انبوهى از دانه ، ميوه يا گُل متصل به يك محور .
از آن در باب تجارت سخن گفتهاند .
خريد و فروش خوشهء گندم ، جو و مانند آن قبل از بُدوّ صلاح ( - - ) بدوّ صلاح ) صحيح نيست و پس از بدوّصلاح صحيح مىباشد . « 1 » فروش خوشهء گندم در برابر مقدارى معيّن دانهء گندم از همان خوشه و نيز بنابر قول مشهور در برابر دانهء گندم از خوشهاى ديگر ، باطل و حرام است . بسيارى از فقها ، جو را نيز در حكم ياد شده ملحق به گندم كردهاند « 2 » ( - - ) بيع محاقله ) . برخى ، فروختن خوشهء ديگر حبوبات را نيز در برابر مقدارى معيّن از دانهء همان خوشه باطل دانستهاند . « 3 »
خوص
خُوص : برگ درخت خرما .
از آن به مناسبت در باب تجارت و اطعمه و اشربه سخن گفتهاند .
بافندگى از شغلهاى مكروه است .
برخى گفتهاند : مراد از بافندگى عمل ريسيدن و تابيدن است ، مانند تابيدن پنبه و تبديل آن به نخ . از اين رو ، بافتن حصير از برگ درخت خرما و مانند آن مصداق بافندگى نخواهد بود و در نتيجه مكروه نيست ؛ بلكه طبق روايتى ، بافتن حصير از برگ درخت خرما از شغلهاى انبيا و اوليا عليهم السّلام شمرده شده است . « 1 »
خلال كردن با برگ درخت خرما مكروه است . « 2 »
خوف
- - ) ترس
خوف فتنه
خوف فتنه : بيم فرو افتادن در فتنه ، مانند گناه و كشمكش و نزاع .
از آن در بابهاى وقف ، نكاح و حدود سخن گفتهاند .
در موارد جواز نگاه به نامحرم و نيز گوش دادن به صداى او ، جواز مشروط به نبودن خوف فتنه ( افتادن در گناه ) است و
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 24 / 77 .
( 2 ) 98 - 101 .
( 3 ) منهاج الصالحين ( خويى ) 2 / 65 .
1 الروضة البهية 3 / 219 ؛ جواهر الكلام 22 / 132 .
2 الدروس الشرعية 3 / 30 ؛ مستند الشيعة 15 / 250 .