نشانههاى قبلهء اهل عراق است . اين نشانهها عبارت است از قرار دادن خورشيد هنگام ظهر محاذى ابروى راست و شفق موجود در مغرب بر دست راست و فجر ( روشنايى صبح ، پهن شده در افق ) بر دست چپ و در شب ، قرار دادن ستارهء جُدَى بر روى شانهء راست . « 3 » البته علائم ياد شده تقريبى است و در فصلهاى سال و نيز بلاد مختلف اندكى تفاوت مىكند . « 4 » چنان كه همسانى قبلهء خراسان و عراق نيز تقريبى است . « 5 »
اراضى خراسان - بنابر آنچه به اصحاب نسبت داده شده - از اراضى مفتوح عنوه ( - - ) مفتوح عنوه ) است . « 6 »
جنس پرداختى به جهت زكات فطره ( - - ) زكات فطره ) بنابر قول مشهور بايد غذاى غالب مردم باشد . « 7 » در بعضى روايات براى ساكنان شهرهاى مختلف ، جهت اخراج زكات ، به اعتبار غذاى غالب آنان در آن عصر جنس خاصى تعيين شده است . از جمله براى اهالى خراسان - جز مرو - گندم يا جو و براى مردم مرو ، كشمش تعيين شده است .
اخراج اين اجناس بر اهالى خراسان مستحب است . « 8 » برخى قدما آن را واجب دانستهاند . « 9 »
خراش
خراش : اثر برجاى مانده در بدن بر اثر كشيدن ناخن يا وسيلهاى نوك تيز .
عنوان ياد شده در باب كفّارات و ديات آمده است .
خراشيدن صورت و نيز كندن مو در مصيبت بر زن حرام و موجب ثبوت كفّارهء يمين است « 1 » كه عبارت است از آزاد كردن يك بنده يا سير كردن و يا پوشاندن ده فقير و در صورت ناتوانى از هر سه ، سه روز روزه گرفتن . « 2 » در ثبوت كفّاره ، خراش برداشتن همهء صورت لازم نيست ؛ بلكه خراش بعض صورت نيز موجب ثبوت كفّاره است . « 3 »
هامش
( 3 ) النهاية / 63 ؛ كتاب السرائر 1 / 208 .
( 4 ) كفاية الاحكام 1 / 79 .
( 5 ) الحدائق الناضرة 6 / 375 ؛ جواهر الكلام 7 / 366 ؛ كتاب الصلاة ( شيخ انصارى ) 1 / 189 .
( 6 ) جامع المقاصد 3 / 403 ؛ غاية المراد 1 / 488 .
( 7 ) الحدائق الناضرة 12 / 279 .
( 8 ) المبسوط 1 / 241 .
( 9 ) المهذّب 1 / 174 - 175 .
1 جواهر الكلام 33 / 186 .
2 وسيلة النجاة / 587 - 588 .
3 جواهر الكلام 33 / 186 .