تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
پس از مرگ شوهر و وجوب وفا به نذر « 2 » از احكام امضايى اند . همچنين حجيّت بيشتر امارات ( - - ) اماره ) - مانند حجيّت خبر ثقه - و نيز اصول لفظى ( - - ) اصل لفظى ) امضايى است . « 3 » برخى ، امضايى بودن تمامى احكام وضعى ( - - ) حكم وضعى ) بر خلاف احكام تكليفى ( - - ) حكم تكليفى ) را از جمله تفاوتهاى اين دو دسته از احكام دانسته‌اند . البته امضايى بودن احكام وضعى ، به اعتبار خود احكام است ، اما به اعتبار موضوعاتِ آنها ، اين احكام به امضايى و تأسيسى تقسيم مىشوند ، مانند ملكيّت كه خود ، حكمى وضعى است ، اما اعتبار فقر يا سيّد بودن به عنوان موضوع براى تملّك زكات و خمس ، امرى تأسيسى مىباشد . « 4 »

حكم انشايى

- - ) حكم

حكم اوّلى

- - ) حكم واقعى

حكمت

حكمت : مصلحت يا مفسدهء موجود در فعل . از منظر فقهاى امامى احكام تابع مصالح و مفاسد واقعىاند ؛ بنابر اين ، هر حكمى بر اساس مصلحت يا مفسدهء واقعى موجود در آن تشريع شده است . در اصطلاح اصوليان ، حكمت عبارت است از مصلحت يا مفسدهء موجود در فعل كه باعث تشريع حكم از سوى شارع گرديده است . تفاوت حكمت با علّت ( - - ) علّت ) اين است كه حكمت هرچند منشأ تشريع حكم و غايت آن است ، ليكن وجود حكم دائر مدار آن نيست ؛ بدين معنا كه لازمهء عدم آن عدم حكم نيست ؛ اما لازمهء وجود آن وجود حكم است . در نتيجه با وجود آن ، عدم حكم ممكن نيست . و نيز ثبوت حكم در جايى ، در صورتى كه منافات با حكمت داشته باشد ممكن نيست ؛ در حالى كه علت حكم امر ظاهر منضبطى است كه وجود و عدم حكم داير مدار آن است . به عنوان مثال ، مست كننده بودن ، علت حرمت مايعات مست كننده است .
هامش
( 2 ) معتمد العروة 1 / 147 * ( 3 ) اصطلاحات الاصول / 70 ؛ دروس فى علم الاصول 3 / 252 ؛ زبدة الاصول 3 / 89 . ( 4 ) اجود التقريرات 4 / 74 - 76 ؛ فوائد الاصول 4 / 388 .