حديث حجب
حديث حَجْب : حديث بيانگر رفع تكليف در صورت نرسيدن آن به مكلّف .
حديث حجب از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « ماحَجَبَ اللَّهُ عِلمَهُ عَن العِباد فَهُوَ موضوعٌ عَنهُم » . « 1 » در نسخهء كافى شيخ كلينى كلمهء « علمه » نيامده است . « 2 »
مفاد حديث حجب اين است كه آنچه خداوند علمش را از بندگان پوشيده ، ( تكليف به آن ) از آنان برداشته شده است .
از اين عنوان در اصول فقه سخن گفتهاند .
بدون شك براى هر رخدادى از جانب خدا حكمى است كه نزد صاحبان علم ( معصومان عليهم السّلام ) محفوظ است ؛ ليكن به استناد حديث حجب و ديگر احاديثِ هم مضمون آن ، آنچه كه حكمش به مكلّف نرسيده ، وى در عمل نكردن به آن معذور است .
اصوليان به حديث حجب بر اصل برائت ( - - ) اصل برائت ) و عدم وجوب احتياط در موارد جهل به حكم استناد كردهاند . « 3 » برخى ، حديث حجب را دلالت كننده بر برائت ندانسته و گفتهاند :
ظاهر روايت - كه حجب را به خدا نسبت مىدهد - اين است كه حكمى كه خداوند ، پيامبران را مأمور به ابلاغ آن به مكلفان نكرده ، از آنان برداشته شده است ، نه حكمى كه به سبب عوامل و عوارض خارجى از آنان پوشيده مانده است . « 4 »
حديث حسن
حديث حَسَن : از اقسام خبر واحد .
حديث حسن - كه از اصطلاحات علم درايه است - حديثى را گويند كه همهء راويان آن امامى و ممدوح باشند ؛ ليكن تصريح بر عدالت آنان نشده باشد . به حديثى هم كه بعض راويانش ممدوح و بعض ديگر امامى و عادل باشند ، حديث حسن اطلاق كردهاند . « 1 »
در اينكه حديث حسن مطلقا حجّت است يا مطلقا حجّت نيست و يا در صورت عمل مشهور به مضمون آن ،
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة 27 / 163 .
( 2 ) الكافى ( كلينى ) 1 / 164 .
( 3 ) نهاية الافكار 3 / 226 ؛ تحريرات فى الاصول 7 / 17 - 19 ؛ دروس فى علم الاصول 1 / 563 .
( 4 ) فرائد الاصول 2 / 41 .
1 الدراية ( شهيد ثانى ) / 21 .