رفع نمىشود ، مانند وجوب كفّاره در قتل خطا و وجوب دو سجدهء سهو به جهت فراموشى بعضى اجزاى نماز ؛ همچنين آثار مترتب بر عملى به وصف عدم خطا ( تعمد ) در فرض خطا خود به خود برداشته مىشود و براى رفع آن نيازى به حديث رفع نيست . بنابر اين ، مراد از آثار ، آثار شرعى مترتب بر فعل ، قطع نظر از خطا و عمد است . « 3 »
شرايط رفع : رفع اثر يا آثار فعل با حديث رفع منوط به تحقق دو شرط است .
1 . حكم بار شده بر فعل مكلّف به عنوان خود فعل باشد ، نه عنوانى ديگر . بنابر اين ، اگر از روى اضطرار يا اشتباه ، بدن يا لباس كسى نجس شود ، حكم به نجاست آن مىشود و نمىتوان با استناد به حديث رفع ، حكم به عدم نجاست آن كرد ؛ زيرا نجس شدن ، بر عنوان ملاقات با نجاست به عنوان فعل مكلّف بار نشده است ؛ بلكه بر خود ملاقات بار شده ، هرچند مكلّف هيچ نقشى در آن نداشته باشد .
2 . رفع اثر در راستاى امتنان امّت باشد . از اين رو ، اگر كسى از روى اضطرار يا اشتباه مال ديگرى را تلف كند ، ضامن آن است و نمىتوان به استناد حديث رفع ، ضمان را از او برداشت ؛ زيرا رفع ضمان نسبت به صاحب مال تلف شده بر خلاف امتنان است ؛ چنان كه اگر كسى از روى اضطرار مال خود را بفروشد ، حكم به صحّت معامله مىشود و نمىتوان به استناد حديث رفع معامله را باطل دانست ؛ زيرا رفع صحّت معامله نسبت به مضطر خلاف امتنان است . « 4 »
در ارتباط با حديث رفع ، در كتب اصولى مباحث ديگرى نيز مطرح است - مانند بحث اختصاص حديث رفع به شبهات موضوعى يا شمول آن نسبت به شبهات حكمى و نيز بحث شمول آن نسبت به همهء احكام وضعى و تكليفى و عدم آن - كه در اين مختصر نمىگنجد .
حديث رفع قلم
حديث رفع قلم : از احاديث مشهور فقهى .
حديث ياد شده ، حديثى مشهور است كه شيعه و سنى آن را از رسول خدا صلّى اللَّه
هامش
( 3 ) فرائد الاصول 2 / 28 - 33 .
( 4 ) مصباح الاصول 2 / 269 - 270 .