در نيتجه حج نيابتى فرزند از پدر غير مؤمن صحيح است . « 4 »
احكام نيابت : قصد نيابت و تعيين منوب عنه در نيّت ، هرچند به اجمال ، شرط صحّت نيابت است ؛ ليكن ذكر نام منوب عنه شرط نيست ، هرچند مستحب است . « 5 »
نايبى كه پس از احرام و دخول در حرم فوت كرده ، ذمّهاش برى مىشود و عملش از حج منوب عنه كفايت مىكند . از برخى ، حتّى كفايت صِرف احرام نقل شده است ، هرچند در بيرون حرم درگذشته باشد . « 6 »
اگر در حج نيابتى شرط شده باشد كه نايب از راهى معيّن به مكّه رود ، در صورت تعلّق غرضى به آن ، بنابر مشهور ، تخلّف جايز نيست ، هرچند در صورت تخلّف ، حج صحيح است . « 7 »
نايبى كه براى گزاردن حج در سالى معيّن اجير شده ، نمىتواند در همان سال براى ديگرى اجير شود و در صورت اجير شدن ، اجارهء دوم باطل است و اگر هم زمان باشند ، هر دو باطل خواهند بود . « 8 »
اگر نايب مرتكب موجبات كفّاره شود ، كفّاره بر عهدهء خود او است ، نه منوب عنه . « 9 »
اگر نايب حج نيابتى را باطل كند ، بايد سال بعد آن را تدارك نمايد ؛ ليكن در بطلان و عدم بطلان اجاره اختلاف است .
بنابر قول نخست نايب مستحق اجرت نمىباشد و مستأجر مىتواند اجرت را از او پس بگيرد و بر نايب واجب است در سال بعد بدون دريافت اجرت حج بگزارد . البته اين اختلاف مبتنى بر اين است كه آيا واجب ، حج اوّل است و حج دوم عقوبت مىباشد يا اينكه واجب ، حج دوم است و اتمام حج اوّل عقوبت به شمار مىرود ؟ قول نخست بنابر مبناى دوم است .
برخى بين اجارهء معيّن و مطلق تفصيل داده و در صورت دوم قائل به عدم بطلان اجاره و در نتيجه استحقاق نايب نسبت به اجرت شده و گفتهاند : بر نايب واجب است سال آينده حج نيابتى را به جا آورد .
در مسئله اقوال ديگرى نيز وجود دارد . « 10 »
مقتضاى اطلاق اجاره در صورت عدم ذكر اجل ، تعجيل و عدم جواز تأخير حج است . « 11 »
چنانچه نايب به سبب بيمارى از اتمام مناسك باز بماند با قربانى از احرام
هامش
( 4 ) جواهر الكلام 17 / 357 - 359 .
( 5 ) 362 - 363 ؛ العروة الوثقى 4 / 538 .
( 6 ) جواهر الكلام 17 / 366 - 371 .
( 7 ) 374 .
( 8 ) 377 - 378 .
( 9 ) 389 .
( 10 ) 389 - 392 ؛ مهذّبالاحكام 12 / 259 .
( 11 ) جواهرالكلام 17 / 392 .