خارج مىشود و اجاره در صورت مقيّد بودن آن به همان سال باطل مىگردد و نتيجهء آن عدم وجوب تدارك حج فوت شده بر نايب در سال بعد است ؛ ليكن در صورت مطلق بودن اجاره در اينكه قضاى آن در سال بعد بر نايب واجب است يا نه ، اختلاف است . « 12 »
حج نيابتى با تداوم عذر منوب عنه تا پايان عمر ، كفايت مىكند ؛ ليكن چنانچه بر حسب اتفاق ، عذرش بر طرف گردد ، بنابر مشهور بايد حج بگزارد و حجّ نايب كفايت نمىكند و در صورت ترك آن ، حج بر وى استقرار مىيابد و اگر بدون آنكه حج بگزارد بميرد ، بر ورثه واجب است از طرف او حج بگزارند . برخى در فرض بر طرف شدن عذر نيز قائل به كفايت حج نيابتى شدهاند . « 13 »
حج واجب
حج واجب : حجّى كه به جا آوردن آن بر مكلّف واجب است ، مقابل حج مستحب .
از آن در باب حج سخن گفتهاند .
حج ، گاهى به اصل شرع بر مكلّف واجب مىشود كه به آن حَجّة الاسلام ( - - ) حَجّة الاسلام ) گويند ، و گاهى به سببى از اسباب ، مانند نذر ( - - ) حج نذرى ) ، عهد ، قسم و اجاره در حج نيابتى ( - - ) حج نيابتى ) .
( - - ) حج )
حجون ؛ قبرستان
حَجون ؛ قبرستان : گورستان معروف مكّه .
گورستان حجون كه قبرستان مَعلاة نيز ناميده شده ، امروزه به نام قبرستان ابوطالب و بنى هاشم معروف است . اين قبرستان در دامنهء كوه حجون در مكّهء مكرّمه قرار دارد . « 1 » از عنوان ياد شده به مناسبت در باب حج نام بردهاند .
هامش
( 12 ) 394 ؛ مهذّب الاحكام 12 / 256 - 258 .
( 13 ) جواهر الكلام 17 / 286 ؛ العروة الوثقى 4 / 435 - 436 .
1 لسان العرب / واژهء « حجن » ؛ آثار اسلامى مكه و مدينه / 161 - 163 .