برخى ديگر گفتهاند : در صورتى كه قاضى نيز به سبب شواهدى او را متهم به قتل بداند ، شش روز به زندان افكنده مىشود و در غير اين صورت ، حبس جايز نيست . « 37 »
احكام : بيشتر فقها برآنند كه نماز زندانى در مكان غصبى در صورتى كه مستلزم تصرفات زايد همچون تخريب يا كندن جايى نشود ، همانند نماز شخص مختار است ، يعنى بايد ايستاده و همراه ركوع و سجود به جا آورد . « 38 »
بر مُحرمى كه به جهت ناتوانى از اداى دين زندانى شده يا ستمگرى او را حبس كرده ، عنوان مصدود صادق است و با قربانى كردن از احرام بيرون مىآيد « 39 » ( - - ) صدّ ) .
زندانىِ ناتوان از تحصيل علم به ماه رمضان ، بنابر مشهور به ظنّ خود عمل مىكند و هر ماه را كه گمان مىبرد ماه رمضان است روزه مىگيرد و در صورت فقدان ظنّ ، به اختيار خود ، ماهى را ماه رمضان قرار مىدهد و روزه مىگيرد ؛ ليكن اگر پس از آن معلوم شود آن ماه ، رمضان نبوده ، در صورتى كه ماه رمضان قبل از آن ماهى بوده كه روزه گرفته ، كفايت مىكند و اگر بعد از آن بوده و سپرى شده باشد ، بايد قضاى آن را بگيرد و اگر سپرى نشده باشد همان ماه را روزه مىگيرد . « 40 »
بنابر قول برخى ، مردى كه به زندان ابد محكوم شده و رهايىاش ممكن نيست ، در صورتى كه تحمّل چنين زندگىاى براى همسرش دشوار باشد ، حاكم مىتواند زن او را طلاق دهد . « 41 »
هامش
( 37 ) مختلف الشيعة 9 / 306 ؛ ايضاح الفوائد 4 / 620 .
( 38 ) جواهر الكلام 8 / 299 ؛ العروة الوثقى 2 / 369 ؛ مهذّب الاحكام 5 / 387 ؛ مستند العروة ( الصلاة ) 2 / 27 .
( 39 ) جواهر الكلام 20 / 130 .
( 40 ) مستمسك العروة 8 / 476 ؛ مستند العروة ( الصلاة ) 2 / 126 - 127 ؛ مهذّب الاحكام 10 / 279
( 41 ) العروة الوثقى [ تكملة ] 2 / 75 .