توشه
توشه : زاد راه و خوراك و پوشاك لازم در سفر .
از آن به مناسبت در باب حج و اطعمه و اشربه سخن رفته است .
از شرايط تحقق استطاعت ( - - ) استطاعت ) داشتن توشهء رفت و برگشت - اعم از خوردنى ، نوشيدنى ، پوشيدنى و ديگر امكانات لازم سفر - مطابق شأن حاجى است ؛ چه عين آن را داشته باشد يا پول آن را و چه خود ، مالك آن باشد يا ديگرى آن را به وى بذل كرده باشد ، مانند آنكه ديگرى بگويد :
هزينهء حج تو و نيز هزينهء خانوادهات را تا زمان بازگشت از سفر حج تأمين مىكنم . « 1 »
از مستحبات سفر ، داشتن توشه و توشهء نيكو فراهم كردن و وسعت دادن در آن بويژه در سفر حج و بذل آن به همسفران است ؛ ليكن در سفر زيارتى كربلا - براى كسانى كه در نزديكى كربلا سكونت دارند ، مانند مردم عراق - برداشتن غذاى خوب مكروه است . « 2 »
خوردن ميته و نيز توشه برداشتن آن هنگام ضرورت جايز است . « 3 »
توصّلى
- - ) تعبّدى
توفير
توفير : انبوه و زياد كردن چيزى .
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت ، صلات ، حج و نكاح ياد شده است .
توفير مو : بلند گذاشتن محاسن مستحب است ، ليكن افزون بر يك قبضه از چانه - به لحاظ طول - كراهت دارد « 1 » ( - - ) ريش ) . در استحباب بلند گذاشتن موى سر يا تراشيدن آن ، اختلاف است . « 2 » بنابر مشهور براى كسى كه قصد حج دارد بلند گذاشتن موى سر از ابتداى ذيقعده مستحب است . از اوّل ذيحجّه بر اين استحباب تأكيد شده است . برخى ، حكم ياد شده را مقيّد به حج تمتّع ( - - ) حج تمتّع ) كردهاند .
همچنين بلند گذاشتن موى سر براى عمرهگزار از يك ماه قبل از انجام دادن
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام 17 / 248 ، 254 و 261
( 2 ) . الحدائق الناضرة 14 / 51 - 53 ؛ العروة الوثقى 2 / 415
( 3 ) . جواهر الكلام 36 / 431 .
1 . الحدائق الناضرة 5 / 559 - 560
2 . 556