منىّ مرد ) و اوول
" eluvo "
( جزئى از منىّ زن ) تشكيل مىشود . از آنجا كه عناصر زنده در منىّ يعنى همان اسپرم براى مدّتى محدود استعداد دوام دارد مىتوان از راه آميزش و عزل يا ابزار پزشكى آن را به دست آورد ؛ چنانكه اوول را نيز به وسيلهء همين دستگاهها مىتوان استحصال كرد و با تركيب آن دو در خارج و يا تزريق نطفهء مرد به رحم زن زمينهء تلقيح را فراهم آورد .
اقسام : عمل تلقيح يا با تركيب اسپرم با تخمك زن در بيرون رحم و سپس انتقال به رحم صورت مىگيرد و يا با گرفتن اسپرم مرد و تزريق آن به رحم زن و تركيب آن دو در رحم زن . در هر دو صورت ، صاحب اسپرم و تخمك يا زن و شوهر هستند و يا اجنبى از يكديگر . تخمك نيز در هر دو صورت يا در رحم خود صاحب تخمك پرورش مىيابد يا در رحم زنى ديگر و يا در رحم مصنوعى .
حكم : پيش از پرداختن به فتاواى فقها ، اشاره به پيشينهء فقهى بحث از اين موضوع خالى از فايده نيست . فقها در باب حدود با استفاده از مضمون روايت رسيده از معصومين عليهم السّلام مسألهاى را مطرح كردهاند و آن اينكه زنى كه پس از آميزش با شوهرش با دخترى عمل مساحقه ( - - ) مساحقه ) انجام داده و آن دختر - به سبب انتقال نطفهء مرد از طريق مساحقه - حامله شده است حكمش چيست و فرزند به چه كسى ملحق مىشود ؟ به صاحب نطفه يا به دختر ؟
نظر بسيارى از فقها بلكه مشهور ، به دليل نصّ خاص ، الحاق مولود به صاحب نطفه است . « 1 » ابن ادريس در اين مسئله نظر ديگرى دارد ؛ چه اينكه ايشان نسب را تنها در صورت عقد ازدواج يا آميزش به شبهه ( - - ) آميزش به شبهه ) ثابت مىداند و چون در مسئلهء ياد شده هر دو منتفى است وجهى براى الحاق مولود به صاحب نطفه نخواهد بود . « 2 » چنانكه برخى ديگر با اينكه نسب را تنها از راه آميزش مشروع و وطى به شبهه ثابت دانستهاند ليكن در مورد بحث به جهت وجود نصّ ، قائل به الحاق مولود به صاحب نطفه ( مرد ) شدهاند . « 3 »
هامش
( 1 ) . المقنع / 435 ؛ النهاية / 707 ؛ المهذب 2 / 532 ؛ شرائع الإسلام 4 / 943 ؛ الجامع للشرائع / 556 ؛ القواعد و الفوائد 3 / 538
( 2 ) . كتاب السرائر 3 / 465
( 3 ) . جواهر الكلام 41 / 396 - 398 ؛ منهاج الصالحين ( سيد محسن حكيم ) 2 / 300 - 301