تعفير
تعفير : بر خاك نهادن گونه يا طرف پيشانى / خاك مال كردن ( - - ) خاكمالى ) .
تعفير به معناى اوّل به مناسبت در باب صلات به كار رفته است .
در سجدهء شكر ( - - ) سجدهء شكر ) تعفير مستحب است . كلمات فقها نسبت به موضعى كه بر خاك نهاده مىشود مختلف است . بسيارى آن را گونهها دانستهاند كه ابتدا گونهء راست ، سپس گونهء چپ بر خاك نهاده مىشود . برخى دو طرف پيشانى ( جبينين ) را نيز بر آن افزودهاند كه همچون گونهها ابتدا جبين راست ، سپس جبين چپ تعفير مىگردد . « 1 »
برخى ، گذاشتن مطلق گونهها بر زمين هرچند بر غير خاك را در عمل به استحباب كافى ، و نهادن بر خاك را افضل دانستهاند ؛ « 2 » ليكن برخى در صدق تعفير بر گذاشتن گونه بر غير خاك تأمّل كردهاند . « 3 »
تعقيب
تعقيب : اشتغال به ذكر ، دعا و قرآن پس از نماز / دنبال كردن فرارى ( - - ) فرار ) .
تعقيب به معناى نخست در باب صلات مورد بحث قرار گرفته و از آن به مناسبت در باب تجارت نيز سخن رفته است .
حكم : تعقيب بويژه پس از نماز صبح تا طلوع خورشيد و پس از نماز عصر و مغرب مستحب است . « 1 » در روايتى آمده است : در به دست آوردن روزى ، تعقيب از مسافرت براى تجارت مؤثّرتر است . « 2 »
آيا در تحقّق تعقيب ، نشستن شرط است يا نه ؟ از ظاهر سخنان برخى كه تعقيب را به نشستن پس از نماز تفسير كردهاند ، شرط بودن آن استفاده مىشود ؛ امّا برخى به صراحت گفتهاند : تعقيب در هر حالتى ، نشسته يا ايستاده ، سواره يا پياده ، تحقّق مىيابد و نشستن ، طهارت ، و مانند آن موجب كمال تعقيب است نه شرط آن .
برخى نيز گفتهاند : ملاك در تحقّق تعقيب ، هيئت عرفى آن است كه برحسب حالتهاى مختلف نمازگزاران مانند اختيار و اضطرار ، سفر و حضر متفاوت است . « 3 »
هامش
( 1 ) . ذكرى الشيعة 3 / 462 ؛ ذخيرة المعاد 2 / 297 ؛ جواهر الكلام 10 / 241 - 242
( 2 ) . ذكرى الشيعة 3 / 462
( 3 ) . جواهر الكلام 10 / 241 - 242 .
1 . الألفية و النفلية / 129 ؛ جواهر الكلام 22 / 465 ؛ العروة الوثقى 1 / 705
2 . وسائل الشيعة 6 / 429
3 . جواهر الكلام 10 / 390 - 391