1 . قيد بهگونهء شرط متأخّر در منشأ اخذ شود ؛ بدين معنا كه مفاد عقد يا ايقاع فعلى است و هماكنون انشاء مىشود ، ليكن مقيّد به تحقّق معلّق عليه در آينده است ، مانند اينكه فروشنده بگويد : اين خانه را فروختم اگر ماه رمضان داخل شود و مراد انشاى بيع در زمان حال ، ليكن مقيّد به دخول ماه رمضان باشد .
2 . قيد بهگونهء شرط مقارن در منشأ اخذ شود ؛ بدين معنا كه مفاد عقد يا ايقاع پس از تحقّق آن امر انشاء گردد . مثلا در مثال ياد شده مراد ، تحقّق بيع از زمان حلول ماه رمضان باشد نه از هماكنون . « 6 »
اگر قيد بهگونهء شرط مقارن در منشأ اخذ شود و امر استقبالى معلوم الحصول باشد ، مانند ماه رمضان ، برخى بر بطلان اين نوع تعليق ادّعاى اجماع كردهاند . « 7 » هرچند برخى معاصران آن را نپذيرفتهاند . « 8 »
صحّت گونههاى ديگر تعليق محل اختلاف است . بسيارى ، تعليق عقد يا ايقاع را بر امرى كه در تحقّق مفهوم عقد يا ايقاع دخالت دارد ، صحيح دانستهاند ، مانند اينكه مردى بگويد : « إن كانت هذه زوجتى فهى طالق » ؛ اگر اين همسر من است او را طلاق دادم . همچنين تعليق بر امرى كه در صحّت عقد يا ايقاع دخالت دارد ، مانند اينكه شخص بگويد : اگر فلان چيز تملّكپذير است آن را به تو فروختم .
تعليق منشأ بر امرى كه دخالتى در مفهوم و نيز صحّت عقد يا ايقاع ندارد - و از آن به تعليق بر صفت تعبير مىشود - در صورتى كه حصول آن صفت در زمان حال يقينى باشد ، بسيارى آن را - همچون صورت پيشين - صحيح دانستهاند ، مانند اينكه فروشنده با علم به اينكه امروز ، جمعه است بگويد : اگر امروز ، جمعه باشد خانهام را به تو فروختم . « 9 »
تعليم
- - ) آموزش
هامش
( 6 ) . فقه الصادق 15 / 352 - 353
( 7 ) . مصباح الفقاهة 3 / 65
( 8 ) . فقه الصادق 15 / 355
( 9 ) . العناوين 2 / 191 - 203 ؛ مصباح الفقاهة 3 / 62 - 64 ؛ فقه الصادق 15 / 351 - 356 .