تضييع
تضييع : پايمال كردن ، تباه ساختن .
عنوان تضييع در بيشتر موارد با اضافه به حق و مال و در پارهاى موارد با اضافه به نماز و حدود به كار رفته و از آن به مناسبت در بابهايى نظير صلات ، حج ، حجر ، وديعه ، اجاره ، شهادات و حدود سخن گفته شده است .
تضييع مال : تضييع مال به اسراف ( - - ) اسراف ) و تبذير ( - - ) تبذير ) حرام است .
كودكى كه به سنّ بلوغ رسيده است در صورت رشيد بودن ، مىتواند اختياردار اموال خود باشد . از نشانههاى رشد وى ، عدم تضييع مالى است كه جهت آزمايش در اختيار او قرار مىگيرد . « 1 »
تضييع حق : تضييع حقّ ديگرى حرام و در حقوق مالى ضمانآور است ؛ « 2 » از اينرو ، اگر فرد امينى در نگهدارى مال امانتى كوتاهى كند تا تلف شود ضامن خواهد بود ( - - ) امانت ) .
كسى كه فرزندان صغيرى دارد با ديدن نشانههاى مرگ در خود واجب نيست براى ايشان قيّم تعيين كند مگر آنكه ترك آن موجب ضايع شدن حقوق و اموال آنان گردد . « 3 »
اگر نذر زن يا اجير كردن خود جهت شير دادن كودكى موجب تضييع حقّ شوهر گردد ، صحّت نذر يا اجاره منوط به اجازهء شوهر است . « 4 »
شهادت به باطل از مصاديق تضييع حق ، و حرام است ؛ « 5 » چنانكه سوگندى كه با آن حقّى از مسلمان پايمال شود حرام مىباشد . « 6 »
تضييع نماز : تضييع نماز يعنى تأخير آن تا آخر وقت - بهگونهاى كه زمان براى بهجا آوردن فريضه كفايت نكند - و يا تا خارج شدن تمامى وقت ، حرام است .
همچنين تضييع به تأخير نماز واجب از اوّل وقت آن بنابر قول به عدم جواز تأخير از اوّل وقت مگر به جهت عذر ؛ « 7 » البتّه بنابر قول به جواز تأخير ، اين نوع تضييع بدون عذر مكروه است ( - - ) اوّل وقت ) .
تضييع حدود : ضايع كردن حدود الهى به ترك اقامهء آن با فراهم بودن شرايط ، حرام است . « 8 »
هامش
( 1 ) . الحدائق الناضرة 20 / 351
( 2 ) . مستند الشيعة 17 / 353
( 3 ) . العروة الوثقى 1 / 371 ؛ مستمسك العروة 4 / 11 . 12
( 4 ) . مناسك حج ( سيد محمد روحانى ) / 49 ؛ المسائل المنتخبة ( سيد محمد روحانى ) / 270
( 5 ) . مجمع المسائل 3 / 150
( 6 ) . توضيح المسائل ( بهجت ) ( عربى ) / 507
( 7 ) . الحدائق الناضرة 6 / 20 و 26
( 8 ) . المهذب 2 / 518 .