ليكن از حج واجب كفايت نمىكند . « 2 » ولى چنانچه پيش از آن ، مستطيع ( - - ) استطاعت ) بوده و بر اثر اهمال به حج نرفته است ، انجام دادن حج هرچند با تسكّع در صورتى كه عسر و حرج نداشته باشد واجب است و از حجّة الإسلام كفايت مىكند . « 3 »
تسلّط
- - ) سلطه
تسليت
تسليت : دلدارى و سر سلامتى دادن به صاحب عزا .
از آن به مناسبت در باب طهارت سخن رفته است .
حكم : تسليت به مصيبت ديدگان - اعم از بزرگ و كوچك ، زن و مرد ، همچنين تسليت صاحبان عزا به يكديگر - بويژه پس از دفن ميّت مستحب است . حدّى براى زمان تسليت نيست ، امّا اگر در زمانى صورت گيرد كه موجب يادآورى اندوه فراموش شده گردد ترك آن بهتر است .
چگونگى : ابزار همدردى با مصيبت ديدگان برحسب شأنشان متفاوت است .
به عنوان مثال نسبت به كودك يتيم ، دست كشيدن بر سر او مستحب است . البتّه در حصول ثواب تسليت ، نفس حضور نزد صاحب عزا و ديدار با او كفايت مىكند ، هرچند ابراز همدردى با گفتن كلمات تسلّى بخش افضل است ؛ ليكن برپايى مجلس سوگوارى و اطعام مردم از سوى صاحب عزا استحباب ندارد ، هرچند جايز است ، بخصوص زمانى كه بر اثر ترك آن آبروى صاحب عزا به خطر افتد . تسليت به اهل ذمّه ( - - ) اهل ذمّه ) جايز است . « 1 »
تسليط ؛ قاعده
- - ) قاعدهء سلطنت
تسليم
تسليم : سلام نماز / سلام كردن ( - - ) سلام ) / تحويل مال تعهّد شده به طرف مقابل ( - - ) اقباض ) .
از تسليم به معناى نخست در باب صلات بحث شده است .
هامش
( 2 ) . 271
( 3 ) . 310 ؛ المعتمد فى شرح المناسك 3 / 119 - 120 .
1 . جواهر الكلام 4 / 325 - 332 ؛ العروة الوثقى 1 / 443 .