تساوى در محل عضو نيز - در صورتى كه آن محل در جانى وجود داشته باشد - بايد رعايت گردد . به عنوان مثال ، دست راست در مقابل دست راست قطع مىشود و در صورت عدم وجود آن محل در جانى ، بنابر مشهور تساوى در محل شرط نيست و در مثال ياد شده به جاى دست راست ، دست چپ جانى بريده مىشود . « 9 »
در قصاص جراحت سر و صورت ، در مساحت زخم و جراحت از جهت طول و عرض ( نه عمق ) تساوى بايد رعايت گردد . « 10 »
ديات : ديهء اعضاى زن و مرد در صورت عدم افزايش آن بر ثلث ديهء كامل ، مساوى خواهد بود . « 11 » ( - - ) تسويه )
تساهل
- - ) تسامح
تساهم
- - ) قرعه
تسبيب
تسبيب : اتلاف مال يا ايراد جنايت بر ديگرى بهطور غير مستقيم و با زمينهسازى و فراهم كردن مقدّمات . « 1 »
تسبيب در مقابل مباشرت ( انجام دادن بىواسطهء كارى ) اصطلاحى در فقه و از مصاديق اتلاف ( - - ) اتلاف ) است . در تسبيب بر خلاف مباشرت ، اتلاف با واسطه و بهطور غير مستقيم و با فراهم كردن مقدّمات آن صورت مىگيرد - مانند كندن چاه در راه ، افروختن آتش و سرايت دادن آن به ملك همسايه ، شهادت دادن دروغين عليه كسى و باز كردن قفس حيوانات - كه موجب تلف شدن مال يا جان كسى يا وارد آمدن خسارت بر آن گردد . « 2 »
هرچند بسيارى از فروع تسبيب از ديرباز در كتابهاى فقهى مطرح شده است ، ليكن ظاهرا محقّق حلّى براى نخستين بار عنوان تسبيب را در فقه به كار برده و پس از او در كلمات ديگر فقها رايج شده است .
كلمات فقها در تعريف تسبيب مختلف و مضطرب است . در ذيل به برخى از آنها اشاره مىشود : ايجاد ملزوم علّت تلف ؛
هامش
( 9 ) . 348 - 351
( 10 ) . 354
( 11 ) . 43 / 352 .
( 1 ) . قواعد فقه ( محقق داماد ) / 120
( 2 ) . 120 جواهر الكلام 37 / 46