به دو فرد عادل - بدون اينكه آنان را از مأموريت يكديگر مطلع سازد - از آنان بخواهد نسبت به شاهد با پرسش از همسايگان ، همكاران و اهالى محل و مسجد ، تحقيق و نتيجه را به وى گزارش كنند . « 14 » سزاوار است حاكم نتيجهء تحقيقات را مخفيانه و به دور از شهود و مردم از تزكيهكننده بخواهد . « 15 »
شرايط تزكيهكننده : امورى كه در پذيرش بيّنه معتبر است در قبول تزكيهء مزكّى نيز معتبر است . اين امور عبارتند از : عدالت ، مرد بودن - بنابر قول به عدم پذيرش شهادت زنان جز در موارد خاص - كمتر از دو نفر نبودن و متّهم نبودن ( - - ) تهمت ) .
علاوه بر شرايط ياد شده ، علم داشتن به شرايط جرح و تعديل و آنچه موجب خروج از عدالت مىگردد « 16 » و سابقهء آشنايى و معاشرت با شهود در حدّى كه موجب علم به عدالت ايشان گردد نيز شرط است . « 17 » البتّه اگر مزكّى از راه شياع علمآور ( - - ) استفاصه ) به عدالت شهود علم پيدا كند با استناد به آن مىتواند آنان را تزكيه نمايد . « 18 » برخى ، شناخت نسب شاهد و نيز دو طرف دعوا را در تزكيه كننده شرط دانستهاند . « 19 »
چگونگى تزكيه : در شهادت به عدالت بنابر مشهور ذكر اسباب تعديل به تفصيل شرط نيست ؛ بلكه شهادت بهگونهء مطلق كفايت مىكند ، مانند اينكه بگويد : اين شخص عادل است . « 20 » برخى گفتهاند :
صرف شهادت به عدالت كافى نيست ، بلكه بايد عنوان « مقبول الشهاده » به آن ضميمه گردد و مثلا بگويد : « اين شخص ، عادل و شهادتش پذيرفته است . » اين قول به اكثر فقها نسبت داده شده است . « 21 » برخى ديگر گفتهاند : يكى از اين دو عبارت بايد گفته شود : « اين شخص ، عادل است ؛ چه به نفع من شهادت دهد يا به ضرر من . » يا « اين فرد ، عادل و شهادتش پذيرفته است . » « 22 »
تعارض تزكيه با جرح : با اقامهء بيّنهء شرعى بر عدالت شهود از سوى مدّعى از يك طرف و اقامهء بيّنهء شرعى بر جرح ( فسق و نفى عدالت ) آنان از سوى منكر از طرف ديگر ، بهگونهاى كه جمع آن دو ممكن نباشد ، تعارض دو بيّنه پيش
هامش
( 14 ) . مفتاح الكرامة 20 / 83
( 15 ) . جواهر الكلام 40 / 115 ؛ تكلمة العروة 2 / 75
( 16 ) . مستند الشيعة 18 / 212 ؛ مفتاح الكرامة 20 / 77
( 17 ) . جواهر الكلام 40 / 116
( 18 ) . مستند الشيعة 18 / 213 ؛ مهذب الاحكام 27 / 94 - 95
( 19 ) . مسالك الافهام 13 / 406
( 20 ) . مستند الشيعة 18 / 213
( 21 ) . مفتاح الكرامة 20 / 81 - 82
( 22 ) . تحرير الاحكام 5 / 132 - 133 .