تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
معاملات : تصريه ( ندوشيدن شير و جمع شدن آن در پستان حيوان جهت پرشير نشان دادن آن ) از مصاديق تدليس است و خريدار پس از آگاهى از آن مىتواند معامله را فسخ كند « 4 » ( - - ) تصريه ) . آرايش كردن زن يا كنيز به‌گونه‌اى كه زشتى وى را پنهان كند و او را بر خلاف واقع ، زيبا نشان دهد تا خواستگاران يا خريداران به ازدواج يا خريد وى رغبت نشان دهند ، تدليس و حرام است كه در فقه از آن به تدليس ماشطه ( آرايشگر ) تعبير مىشود . دريافت مزد نيز در قبال چنين عملى باطل است . اگر كسى كنيزى را به وصف يا شرط سرخ‌گون يا داراى گيسوان بودن بخرد سپس خلاف آن آشكار شود ، به قول مشهور ، حقّ خيار دارد . اين حق در فرض اشتراط از جهت تخلف شرط است نه تدليس « 5 » ( - - ) خيار اشتراط ) . نكاح : تدليس در ازدواج ، يا نسبت به عيوبى است كه موجب ثبوت خيار مىشوند ، مانند ديوانگى ، نابينايى و عنن ( - - ) عنن ) ، يا نسبت به ديگر كاستيها ، مانند يك چشم بودن يا ناقص بودن بعضى اعضاى بدن و يا نسبت به صفات كمال ، مانند زيبايى ، حسب و نسب عالى و دوشيزه بودن كه زن يا شوهر فاقد آنها خود را بدان متصف نمايد . « 6 » ثبوت خيار فسخ در فرض اوّل از آثار عيب است نه تدليس ؛ ليكن حرمت تدليس و استحقاق كيفر بر آن از آثار تدليس به شمار مىروند . در اين صورت با تحقّق دخول ، اگر تدليس‌كننده غير زوجه باشد ، شوهر بعد از فسخ عقد در صورتى كه با همسرش نزديكى كرده باشد ، بايد تمام مهر را به زن بپردازد ؛ ليكن مىتواند آن را از تدليس‌كننده بگيرد ؛ ولى اگر تدليس كننده خود زوجه باشد مستحق مهر نخواهد بود . « 7 » در دو فرض ديگر ، تدليس در صورتى موجب ثبوت خيار فسخ خواهد بود كه عدم آن كاستى - در فرض دوم - يا وجود صفت كمال - در فرض سوم - به صورت شرط يا وصف در متن عقد ذكر شده باشد و گرنه صرف بازگو نكردن عيب و كتمان آن ، موجب ثبوت خيار فسخ نمىشود . « 8 »
هامش
( 4 ) . 262 - 264 ( 5 ) . 283 - 284 ( 6 ) . تحرير الوسيلة 2 / 295 - 296 ؛ مهذب الاحكام 25 / 135 ( 7 ) . مهذب الاحكام 25 / 132 - 133 ؛ تحرير الوسيلة 2 / 295 ( 8 ) . جواهر الكلام 30 / 385 - 386 ؛ مهذب الاحكام 25 / 136 - 138 ؛ تحرير الوسيلة 2 / 295
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 424 | موسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت ( ع ) / السيد محمود الهاشمي الشاهرودي