قاعدهء اتلاف و ضمان ( - - ) قاعدهء اتلاف ) بر اين نوع حقوق و التزامات است . « 5 »
بيع بثمنين
بيع بثمنين : فروش يك كالا به دو بها .
بيع بثمنين عبارت است از فروختن كالايى به دو قيمت در يك معامله ؛ يكى كمتر به صورت نقد و ديگرى بيشتر به صورت نسيه و يا يكى به قيمت كمتر و مدّت كوتاهتر و ديگرى به بهاى بيشتر و مدّت طولانىتر ، مانند آنكه فروشنده بگويد : اين كالا را نقد به هزار تومان و دو ماهه به 1500 تومان و يا يك ماهه به هزار تومان و سه ماهه به 1500 تومان به تو فروختم . از اين عنوان در باب تجارت سخن رفته است .
حكم : در بطلان اين نوع معامله به جهت وجود جهالت در آن ( مشخّص نبودن بهاى كالاى مورد معامله ) و حصول غرر ( - - ) قاعدهء غرر ) يا صحّت آن - كه به دليل خاص ، پايينترين قيمت در درازترين مدّت برعهدهء خريدار مىآيد - اختلاف مىباشد . « 1 » مشهور بطلان آن است . « 2 » برخى قائلان به بطلان گفتهاند : در صورت رضايت دو طرف به اين نوع معامله ، كمترين قيمت در طولانىترين مدّت بر ذمّهء خريدار ثابت مىگردد . « 3 » برخى در فرض دوم ( مدّتدار بودن هر دو ثمن ) حكم به بطلان و در بطلان فرض اوّل ( يك ثمن نقد و ديگرى نسيه ) ترديد كردهاند . « 4 »
بيعت
بيعت : پيمان بستن بر فرمانبردارى و سپردن امور . « 1 »
بيعت عبارت است از تعهّد و پيمانى كه بيعتكننده با بيعتشونده ( امام ، حاكم يا امير ) بر اطاعت و فرمانبردارى از او و سپردن امور خود به وى مىبندد . در متون فقهى بحثى درخور توجّه از بيعت
هامش
( 5 ) . مجلة فقه اهل البيت ، 8 / 91 - 103 .
1 . المقنعة / 595 ؛ النهاية / 388 ؛ الوسيلة / 241 ؛ قواعد الاحكام 2 / 43 ؛ جواهر الكلام 23 / 102 - 108
2 . منهاج الصالحين ( خوئى ) 2 / 48
3 . النهاية / 388 ؛ غنية النزوع / 230
4 . جواهر الكلام 23 / 103 و 107 .
1 . لغتنامه دهخدا