رضايت دهد ؛ ليكن نمىتواند كالا را نزد خود نگه دارد و مقدار افزون بر قيمت تمام شده را كه فروشنده خبر داده بود از قيمت كالا كم كرده و به فروشنده نپردازد . « 4 »
برخى از قائلان به حرمت فروختن كالاى كيلى يا وزنى خريدارى شده ، قبل از قبض آن ، بيع توليه را از اين حكم استثنا كرده و آن را نسبت به كالاى مزبور پيش از قبض جايز دانستهاند . « 5 »
بيع جزاف
- - ) بيع مجازفه
بيع حبل الحبله
بيع حبل الحبله : از دادوستدهاى جاهلى .
بيع ياد شده عبارت است از خريد و فروش نتاج نتاج ، يعنى فرزند جنين موجود در رحم شتر و يا فروختن كالا به مبلغى كه زمان باز پرداخت آن ، باردار شدن جنين فعلى باشد . از اين عنوان در باب تجارت نام برده شده است .
بيع ياد شده كه در زمان جاهليت رواج داشته از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نهى شده و به دليل وجود جهالت و غرر ( - - ) قاعدهء غرر ) در آن ، باطل است . « 1 »
بيع حصاة
بيع حصاة : از دادوستدهاى دوران جاهلى .
« حصاة » به معناى سنگريزه است .
از بيع حصاة تفسيرهاى گوناگونى شده است ، از جمله :
1 . فروشنده و خريدار پس از تعيين بهاى كالا توافق مىكردند از چند كالايى كه نزد فروشنده است ، خريدار سنگريزهاى به سوى آنها پرتاب كند ، به هريك اصابت مىكرد همان ، كالاى مورد معامله در برابر بهاى تعيين شده ، بود .
2 . در خريد و فروش زمين ، پس از آنكه بهاى آن تعيين مىشد ، ريگى از محلّ مورد توافق پرتاب مىگشت و مبيع ( كالاى مورد معامله ) عبارت بود از حدّ فاصل ميان محلّ پرتاب و محلّ اصابت سنگ .
3 . پس از توافق مقدّماتى نسبت به تعيين كالا و بهاى آن ، در مرحلهء اجرا و
هامش
( 4 ) . مهذب الاحكام 18 / 49
( 5 ) . جواهر الكلام 23 / 168 .
1 . نهاية الإحكام 2 / 509 ؛ جامع المقاصد 4 / 52 .