و بعضى سنّ بلوغ دختر را اتمام ده سال دانستهاند . « 7 »
نشانههاى ويژهء بلوغ دختران ( كه در حقيقت كاشف از بلوغ است نه علّت آن ) :
1 . حيض : نخستين عادت ماهانهء دختر نشانهء تحقّق بلوغ پيش از آن است ( - - ) حيض ) .
2 . باردارى : باردارى از آن جهت نشانهء بلوغ به شمار رفته كه كاشف از خروج منىّ است . « 8 »
در موارد شك در تحقّق بلوغ ، اصل عدم آن است . « 9 »
راههاى اثبات بلوغ : براى اثبات بلوغ سه راه ذكر شده است .
1 . ادّعاى بلوغ : نوجوانى كه ادّعاى بلوغ مىكند اگر منشأ آن احتلام باشد چنانچه خروج منىّ در حقّ او محتمل باشد ، از او پذيرفته مىشود . « 10 » برخى بر ثبوت بلوغ در اين صورت به صرف ادّعاى فرد ، اشكال كردهاند . « 11 » بعضى ادّعاى بلوغ به سبب حيض از جانب دختر را - همچون ادّعاى بلوغ به سبب احتلام - در صورتى كه حيض در حقّ وى محتمل باشد ، قابل پذيرش دانستهاند .
2 . مشاهده : ادّعاى بلوغ به سبب روييدن موى درشت بر شرمگاه پذيرفته نمىشود بلكه صحّت ادّعا با مشاهدهء زهار مدّعى بررسى مىگردد ، چنانچه مشاهده ادّعا را تصديق كند ، پذيرفته مىشود .
3 . بيّنه : از مدّعى بلوغ به سبب سنّ ، بيّنه ( - - ) بيّنه ) مطالبه مىشود . با اقامهء آن ، بلوغ اثبات مىگردد . « 12 »
آثار بلوغ : با تحقّق بلوغ ، انسان ، مشمول تكاليف الهى و مخاطب احكام و دستورهاى دينى اعم از حقوقى ، كيفرى ، اقتصادى ، اجتماعى و سياسى قرار مىگيرد .
همچنين براى انجام دادن معاملات ، قراردادها و پذيرش مسئوليتهاى گوناگون ، اهليّت پيدا مىكند . « 13 »
از ديگر آثار بلوغ در شرع مقدّس ، شرطيت آن در موارد زير است : ثبوت قصاص و حدود ، امامت جمعه ، قضاوت ، مرجعيت تقليد ، شهادت و اقرار .
بلوغ و عبادات : بلوغ شرط وجوب عباداتى همچون نماز و روزه است ؛ ليكن در اينكه مشروعيت عبادات نيز مشروط به
هامش
( 7 ) . غنائم الايّام 1 / 65 ؛ جواهر الكلام 26 / 38
( 8 ) . جواهر الكلام 26 / 42 - 46
( 9 ) . العناوين 2 / 732
( 10 ) . جواهر الكلام 35 / 117
( 11 ) . تحرير الوسيلة 2 / 52
( 12 ) . جواهر الكلام 35 / 117 - 119
( 13 ) . العناوين 2 / 660 ، 676 ؛ جواهر الكلام 22 / 260