بلوغ
بلوغ : رسيدن كودك به سنّ تكليف .
بلوغ عبارت است از پايان دوران كودكى فرد و رسيدن وى به سنّى كه اهليّت توجّه تكليف پيدا كرده ، ملزم به رعايت قوانين شرعى مىگردد . « 1 » از اين عنوان در باب حجر از جهات مختلف و در بسيارى از ابواب ديگر به عنوان شرط تكليف ، منصب يا برخى احكام وضعى ، به نحو خاص سخن رفته است .
نشانههاى بلوغ : بلوغ به عنوان يكى از شرايط تكليف ( - - ) تكليف ) در فقه جايگاه ويژهاى دارد ؛ بدين جهت ، سنّ بلوغ ، سنّ تكليف ناميده شده است . در شرع مقدّس براى بلوغ نشانههايى تعيين شده كه وجود هريك از آنها دليل بر بالغ شدن فرد است . برخى از اين نشانهها مشترك ميان دختر و پسر و برخى خاصّ دختر است .
نشانههاى مشترك : 1 . روييدن مو بر شرمگاه : روييدن موى درشت بر شرمگاه ( موى زهار ) نشانهء بلوغ به شمار مىرود . در اينكه روييدن موى صورت ( ريش ) و برآمدن شارب ( سبيل ) نشانهء بلوغ است يا نه اختلاف مىباشد .
نيز در اينكه روييدن مو سبب بلوغ است يا دليل و كاشف از تحقّق بلوغ پيش از آن ، كلمات فقها مختلف است . نظر دوم به مشهور نسبت داده شده است . « 2 »
2 . احتلام : يعنى بيرون آمدن منىّ . مراد توانايى جسمانى فرد براى خروج منىّ است ؛ بدين معنا كه اگر بخواهد مىتواند از راه آميزش يا استمناء از خود ، منّى خارج نمايد هرچند بالفعل منىّ از او خارج نشده باشد . « 3 » البتّه احتلام تنها در زمانى نشانهء بلوغ به شمار مىرود كه بلوغ در شخص محتمل باشد . در غير اين صورت - بنابر تصريح برخى - اعتبارى به خروج مايعى با ويژگيهاى منىّ نيست . زمان محتمل بنا به گفتهء بعضى در دختر از نه سالگى و در پسر از ده سالگى آغاز مىشود . « 4 »
3 . سن : سنّ بلوغ بنابر مشهور در پسر پانزده و در دختر نه سال تمام قمرى است .
چنانچه تا آن زمان هيچ يك از دو نشانهء پيشين تحقّق نيافته باشد با رسيدن به سنّ ياد شده حكم به بلوغ فرد مىشود . « 5 » برخى سنّ بلوغ پسر را آغاز پانزده سالگى و برخى ديگر ابتداى چهارده سالگى « 6 »
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام 26 / 4
( 2 ) . 5 - 10
( 3 ) . 10 - 11
( 4 ) . 13
( 5 ) . 16 و 28
( 6 ) . مجمع الفائدة 9 / 190 - 191 ؛ الحدائق الناضرة 20 / 348 - 350 ؛ جواهر الكلام 26 / 28 - 35