بلعيدن
بلعيدن : فرو بردن چيزى از حلق بدون جويدن .
از آن به مناسبت در باب حدود و ديات سخن گفته شده است .
حدود : از شرايط جريان حدّ سرقت ( - - ) سرقت ) برداشتن مال از حرز ( - - ) حرز ) مىباشد . حال اگر كسى مالى را كه در حدّ نصاب ( - - ) نصاب ) است داخل حرز ببلعد ، سپس خارج شود ، چنانچه مال به سرقت رفته با بلعيدن از بين برود دست دزد قطع نمىشود ؛ امّا اگر از بين نرود ، مانند لؤلؤ در صورتى كه برحسب عادت ، امكان بيرون آمدن آن باشد ، از مصاديق سرقت از حرز به شمار رفته ، حدّ دزدى بر او جارى مىشود ولى اگر برحسب معمول امكان بيرون آمدن آن نباشد در حكم از بين رفتن محسوب مىگردد و دست دزد قطع نمىشود . « 1 »
ديات : اگر بر اثر جنايت ، قدرت بلعيدن فرد از بين برود ولى نميرد و بتواند به زندگى ادامه دهد در اينكه ديهء كامل بر عهدهء جانى ثابت مىشود يا ارش ( - - ) ارش ) اختلاف است . در صورت بازگشت قدرت بلعيدن ، تنها ارش ثابت مىگردد . « 2 »
( - - ) خوردن )
بلل
- - ) رطوبت
بلندگو
بلندگو : وسيلهء انتقال صوت به مسافت دور .
از آن به مناسبت در باب صلات و نيز تحت عنوان مسائل مستحدثه سخن رفته است .
بر امام جمعه واجب است هنگام ايراد خطبه صداى خود را به اندازهاى كه حدّاقلّ عدد لازم در نماز جمعه ( - - ) نماز جمعه ) آن را بشنوند ، بلند كند . در وجوب افزون بر آن به مقدارى كه نمازگزاران صدايش را بشنوند ، اختلاف است . « 1 »
بنابر قول به وجوب ، برخى ، وجوب استفاده از بلندگو براى رساندن صدا به حاضران را بعيد ندانستهاند . « 2 » بنابر قول به عدم وجوب ، برخى گفتهاند : احتياط مستحب آن است كه در صورت زياد بودن
هامش
( 1 ) . مسالك الافهام 14 / 536 ؛ الروضة البهية 9 / 281
( 2 ) . جواهر الكلام 43 / 244 ؛ فقه الصادق 26 / 273 .
1 . جواهر الكلام 11 / 240 - 242
2 . توضيح المسائل مراجع 1 / 906