امهال محيى : كسى كه زمين مواتى را تحجير ( - - ) تحجير ) كرده ، امّا احيا ( - - ) احياء موات ) نمىكند ، حاكم او را بين احيا و صرف نظر كردن از زمين مخيّر مىكند .
در صورت داشتن عذر براى احيا مثل نداشتن كارگر يا ابزار كار ، تا زمان بر طرف شدن عذر به او مهلت داده مىشود . « 8 »
امهال مدّعى عليه : اگر مدّعى عليه ( خوانده ) در واكنش به شهادت شاهد عليه وى ، ادّعاى وجود چيزى مانند فسق ، كه سبب ردّ شهادت شاهد شود را نمايد ، به او مهلت داده مىشود تا آن را اثبات كند . « 9 »
امهال مرتدّ : به مرد مرتدّ ملّى ( - - ) مرتدّ ملّى ) به اندازهاى كه فرصت توبه كردن داشته باشد يا به قولى ، سه روز مهلت داده مىشود و در صورت توبه نكردن ، كشته مىشود . « 10 »
امّى
امّى : ناآشنا به قرائت صحيح نماز .
در فقه ، به كسى كه قرائت صحيح نماز را نمىداند ، امّى ، و به آشنا به قرائت صحيح ، « قارى » گفته مىشود . در صدق اين عنوان بر كسى كه اعراب كلمات را به جهت جهل صحيح ادا نمىكند ، اختلاف است . « 1 » از اين موضوع در باب صلات سخن گفته شده است .
بر امّى واجب است قرائت صحيح را بياموزد « 2 » ، و به قول مشهور ، در صورت توان بر يادگيرى ، تا زمانى كه ياد نگرفته در صورت امكان بايد به قارى واجد شرايط اقتدا كند و در صورت خواندن فرادا ، نمازش باطل است . « 3 »
به فتواى مشهور - بلكه ادّعاى اجماع شده كه - امامت امّى براى قارى در ركعت اول و دوم نماز كه خواندن حمد و سوره واجب است ، جايز نيست ، و در صورت اقتدا ، نماز مأموم باطل است « 4 » ، امّا در ركعت سوم و چهارم كه هر يك از امام و مأموم قرائت خود را مىخوانند ، جايز است ؛ هر چند برخى در آن نيز اشكال كردهاند . « 5 »
هامش
( 8 ) 38 / 59 .
( 9 ) 40 / 193 .
( 10 ) 41 / 613 .
1 جواهر الكلام 13 / 333 .
2 نهاية الإحكام 2 / 146 .
3 جواهر الكلام 13 / 332 .
4 مستند العروة ( الصلاة ) 5 ( ق 2 ) / 416 .
5 العروة الوثقى 1 / 798 .