مسافرى كه در ماه رمضان ، بعد از ظهر يا پس از باطل كردن روزه در سفر ، به وطن يا جايى كه قصد ماندن ده روز را دارد ، مىرسد ، مستحب است باقى ماندهء روز را از انجام مفطرات ، امساك كند . « 2 »
حج : به قول مشهور ، امساك بينى از بوى بد ، بر محرم ( - - ) احرام ) حرام است . « 3 » محرم اگر شكارى را امساك و حبس نمايد و بدين سبب بچّهء آن بميرد ، ضامن است .
همچنين غير محرم ( محلّ ) اگر صيدى را در خارج از حرم امساك كند ، ولى بچّهء آن در حرم ( - - ) حرم ) بميرد « 4 » ، ضامن است .
رهن : امساك رهن توسط رهن گيرنده ( مرتهن ) پس از اداى بدهى از سوى رهنگذار ( راهن ) ، جايز نيست « 5 » ( - - ) رهن ) .
طلاق : در طلاق رجعى ( - - ) طلاق رجعى ) ، مرد مىتواند در ايّام عدّه ( - - ) عدّه ) به همسرش رجوع كند و به تصريح برخى ، از الفاظى كه دلالت بر رجوع مىكند ، لفظ « أمسكتك » است . « 6 »
لعان : چنانچه مرد تا قبل از وضع حمل زن ، از نفى فرزند از خود امساك كند ، در جواز نفى پس از وضع حمل براى وى ، اختلاف است « 7 » ( - - ) نفى ولد ) .
قصاص : اگر كسى انسانى را بگيرد و نگه دارد و ديگرى او را بكشد ، كيفر نگهدارنده ، حبس ابد است ، نه قصاص . « 8 »
امضاء
امضاء : اجازه كردن [ - تنفيذ ] / علامت هويّت شخص در پاى اسناد .
معناى اول در مورد شارع ، حاكم ، ولىّ و مالك صدق مىكند مانند اين كه حاكمى حكم حاكم ديگر را تنفيذ كند يا در بيع فضولى مالك ، معامله را امضا نمايد ( - - ) تنفيذ ) .
از معناى دوم به مناسبت در بابهاى اجتهاد و تقليد ، وقف و وصيّت سخن رفته است .
امروزه ، امضا مانند مهر ( - - ) مهر ) و اثر انگشت ( - - ) اثر انگشت ) يكى از شواهد صدق انتساب اسناد ، مدارك ، نوشته و
هامش
( 2 ) العروة الوثقى 2 / 244 .
( 3 ) جواهر الكلام 18 / 331 .
( 4 ) 20 / 288 .
( 5 ) 25 / 230 .
( 6 ) 32 / 179 .
( 7 ) 34 / 19 .
( 8 ) 42 / 46 .