دانستهاند . البته امضايى بودن احكام وضعى به اعتبار خود احكام است ، امّا به اعتبار موضوعات ، اين احكام به امضايى و تأسيسى تقسيم مىشوند مانند ملكيّت كه خود ، حكمى وضعى است ، امّا اعتبار فقر يا سيد بودن در تملّك زكات يا خمس به عنوان موضوع ملكيّت ، امرى تأسيسى مىباشد . « 4 »
امكان ؛ قاعده
- - ) قاعدهء امكان
امنيّت
امنيّت : ايمنى داشتن جانى ، مالى ، عرضى يا معنوى .
مراد از ايمنى معنوى ، ايمن بودن از وقوع در حرام يا ترك واجب است .
از آن به مناسبت در بابهاى مختلفى مانند طهارت ، صلات ، حج و جهاد سخن رفته است .
ضرورت امنيّت : امنيّت از مهمترين و ضرورىترين نيازهاى زندگى بشر است و انسان تنها در پرتو آن مىتواند امور دنيوى و اخروى خويش را با آسايش خاطر سامان دهد . از اين رو ، ايجاد امنيّت در شئون مختلف زندگى مردم براى رسيدن به آنچه كه مايهء رشد و تعالى آنان است ، از وظايف اساسى و حتمى حكومت اسلامى است .
امنيّت در تكاليف ذيل شرط است :
1 . عبادات : امنيّت ( ايمنى و سلامتى جان ، مال قابل اعتنا و آبرو ) شرط تكاليف عبادى و اجزاء و شرايط آن است و در صورت فقدان آن ، چيزى از اصل تكليف يا شرط يا جزء آن متوجه انسان نمىشود .
برخى مصاديق روشن آن عبارت است از :
يك . طهارت : تحصيل طهارت ( وضو يا غسل ) با آب ، براى عبادات مشروط به طهارت همچون نماز ، در حال اختيار شرط است ، ليكن در صورتى كه دشمن يا حيوان درندهاى بين انسان و آب حائل شود - به گونهاى كه انسان از آن ، بر خود يا عرض و آبروى خويش احساس خطر كند - تيمّم براى او مشروعيّت پيدا مىكند « 1 » ( - - ) تيمّم ) .
هامش
( 4 ) اجود التقريرات 4 / 74 - 76 و فوائد الاصول 4 / 388 .
1 الحدائق الناضرة 4 / 274 .