آن كه « اكدر » نام زنى بوده كه چنين وارثانى داشته است .
اكرام
- - ) احترام
اكراه
اكراه : با زور و تهديد كسى را به كارى كه ناپسند او است واداشتن .
اكراه عبارت است از وادار نمودن فرد بر انجام كارى كه اگر بيم از زيان مادّى ، معنوى و يا جسمى ناشى از تهديد اكراه كننده نبود ، آن را انجام نمىداد . « 1 »
بنابراين ، تحقّق اكراه منوط به چهار چيز است :
يك - تهديد اكراه كننده ( مكره ) نسبت به مال ، جان يا آبروى اكراه شونده ( مكره ) يا بستگان او .
دو - باور مكره به توانايى مكره بر عملى ساختن تهديد خود .
سه - عارض شدن بيم بر مكره از ناحيه مكره .
چهار - عدم سلب قصد فعل از مكره . « 2 »
تفاوت اكراه و اجبار : در اكراه ، مكره هر چند از عمل مورد اكراه ناخشنود است ، ليكن آن را با اراده و قصد انجام مىدهد ؛ بدين معنا كه براى دفع ضرر ، دست به عمل اكراهى مىزند ؛ هر چند اختيار به مفهوم خشنودى از عمل ، از وى سلب شده است ، در حالى كه در اجبار ، اراده و قصد نيز از فرد مجبور سلب مىگردد مانند ريختن شراب در حلق كسى يا فرو بردن سر روزهدار در آب با قهر و غلبه . افزون بر اين ، تحقّق اكراه منوط به تهديد و حصول خوف است ، بر خلاف اجبار .
البته در كلمات فقها اجبار به جاى اكراه ، بسيار به كار رفته است ؛ با اين تفاوت كه واژهء اجبار بيشتر در موارد اكراه به حق كه از سوى حاكم شرع ، مولا و مانند آن دو كه از نظر شرع داراى ولايت هستند ( - - ) ولايت ) ، صورت مىگيرد ، و واژهء اكراه ، بيشتر در موارد اكراه به ناحق به كار رفته است .
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 32 / 11 و 12 .
( 2 ) مبسوط در ترمينولوژى حقوق 1 / 568 .